<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>رواندرمانی در ایران</title>
<link>http://www.psiran.com/</link>
<language>fa</language>
<description>رواندرمانی در ایران</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>'قوای شناختی مردان در حضور زنان جذاب تضعیف می شود'</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/82-'قوای-شناختی-مردان-در-حضور-زنان-جذاب-تضعیف-می-شود'.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/82-'قوای-شناختی-مردان-در-حضور-زنان-جذاب-تضعیف-می-شود'.html</link>
<description>تحقیقات دانشمندان هلندی نشان می دهد که معاشرت با زنان می تواند قوای شناختی مردان را موقتا تضعیف می کند.
گروهی از دانشمندان رفتار شناسی  دانشگاه رادبوند نایمخن هلند، می گویند یک ملاقات ساده با زنان می تواند به  نقصان ذهنی و حواس پرتی گذرا در مردان منجر شود؛ حتی در مواردی مانند چت  اینترنتی که میزان جذابیت یا در دسترس بودن زن مشخص نیست</description>
<category>خبرها</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 18:50:24 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>مثلث عشق استنبرگ</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/81-مثلث-عشق-استنبرگ.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/81-مثلث-عشق-استنبرگ.html</link>
<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
از دیرباز بشر به پدیده عشق علاقه مند بوده است اما تـا امـروز تعریف دقیق و فراگیری از عشق که بتــوانـد هـمه را قانع سازد ارایه نگردیده است. برخی معـتقدنـد کـه بـطـور غریزی عشق را می شناسند بنابراین اصلا زحمت تعریف کـردن آن را بـه خـود نـمی دهــنـد. امـا درسـالـهـای اخیر دانشمندان تـحـقـیـقـات گـسترده ای درباره عشق صورت داده و به یافته های بسیار جالبی نیز دست یافتـه انـد. از جمله آنها مـیـتـوان به نظریه &quot;مثلث عشق&quot; اشاره کـرد.&amp;nbsp;</description>
<category>خبرها</category>
<dc:creator>وحید</dc:creator>
<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 00:04:16 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>معرفی کتاب اخلاق صغیر آدورنو</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/80-معرفی-کتاب-اخلاق-صغیر-آدورنو.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/80-معرفی-کتاب-اخلاق-صغیر-آدورنو.html</link>
<description>اخلاق صغير عنوان كتابي است در حوزه  جامعه شناسي و فلسفه كه از تئودور  ويزنگروند آدورنو فيلسوف آلماني و از  بنيانگذاران مكتب فرانكفورت توسط حميد  فرازنده ترجمه و انتشارات نقش  خورشيد آن را منتشر كرده است.   &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اين  كتاب بعداز &amp;lt;ديالكتيك  روشنگري&amp;gt; اثر مشترك آدورنو و هوركهايمر ترجمه  مراد فرهادپور و شاگردش  دومين اثري است كه به صورت كتاب از آدورنو به فارسي  ترجمه شده است. حميد  فرازنده مترجم كتاب خيابان يك طرفه &amp;lt;والتر  بنيامين&amp;gt; با آنكه سعي در  ارائه ترجمه روان از اخلاق صغير داشته اما در  انتقال مضامين و مفاهيم متن  به زبان فارسي دقت و تلاش لازم را صرف نكرده  است با اين وجود كوشش او در  شناساندن نظريه انتقادي از طريق ترجمه هايش  ستودني است ولي به خواننده  كتاب اخلاق صغير سفارش مي شود كه پيش از خواندن  اين اثر مقاله صالح نجفي  را در نقد ترجمه كتاب اخلاق صغير در روزنامه شرق  مورخ 20/11/84 سال سوم،  شماره 12673 را مطالعه نمايد كه كمتر دچار اشتباهات  احتمالي در فهم آرا و  نظريات لحاظ شده در كتاب شود.</description>
<category>خبرها</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 13 Jan 2012 16:43:15 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>خرافات</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/79-خرافات.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/79-خرافات.html</link>
<description>&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
برای اینکه خرافات را تعریف کنیم اول باید ببینیم در کاربرد معمول و روزمره به چه چیزهایی خرافات و به چه افرادی خرافاتی می گوییم. حتماَ دیده اید که برخی افراد به ویژه رانندگان تاکسی به اتومبیل خود نعل اسب می چسبانند و عقیده دارند که با این کار حادثه کمتری برایشان اتفاق می افتد. برخی افراد فکر می کنند اگر روزی از خواب بیدار شوند و گربه سیاهی ببینند آن روز اتفاق ناگواری را در پیش خواهند داشت. تعداد زیادی از افراد اگر ببینند کسی از آنها یا نزدیکانشان تعریف میکند سه بار با انگشت روی چوب میزنند و با این کار چشم شور آن فرد را دفع می کنند.اگر ما به این سخن ها و رفتارها اعتقادی نداشته باشیم آنها را خرافی می نامیم پس به نظر میرسد خرافات عقیده یا عملکردی باشد که هیچ توجیه عقلانی ندارد. &amp;nbsp;</description>
<category>---</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 10 Jan 2012 10:33:35 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>آشنايي با دكتر سعيد شاملو</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/78-آشنايي-با-دكتر-سعيد-شاملو.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/78-آشنايي-با-دكتر-سعيد-شاملو.html</link>
<description>&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مطلبی در مورد دکتر سعید شاملو که توسط یکی از کاربران به نام وحید برای ما فرستاده شده است و گویا در سایت انجمن روانشناسی ایران به نشانی http://iranpa.org/Portal/Default.aspx?tabid=418 نیز موجود است با سپاس از وحید عزیز.
&amp;nbsp; دكتر سعید شاملو، بنیان&amp;zwnj;گذار روان&amp;zwnj;شناسی بالینی ایران، در سال ۱۳۰۸ در  ملایر چشم به جهان گشود. پس از طیّ دوران دبستان و دبیرستان برای ادامة  تحصیل به کشور امریکا رفت. در آن&amp;zwnj;جا در دانشگاه جورج واشنگتن، دانشگاه  ایالتی واشنگتن و دانشگاه ایلی&amp;zwnj;نویز به دریافت درجات کارشناسی،  کارشناسی&amp;zwnj;ارشد و دکتری در روان&amp;zwnj;شناسی بالینی و فوق&amp;zwnj;دکتری در روان&amp;zwnj;درمانی  نایل آمد. سپس در امریکا دو سال با سمت استادیاری به تدریس پرداخت و نیز در  بخش روانپزشکی بیمارستان ایلی&amp;zwnj;نویز به&amp;zwnj;عنوان روان&amp;zwnj;شناس بالینی بخش، به  فعالیت پرداخت.
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پس از بازگشت به ایران، از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲ در دانشکدة پزشکی شهید  بهشتی (دانشگاه ملّی ایران) به تدریس و تحقیق و فعالیت بالینی پرداخت. از  سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۷۳ در دانشگاه تهران، سپس دانشگاه علوم پزشکی تهران با  سمت&amp;zwnj;های استادیاری، دانشیاری و استادی به تدریس و تحقیق و ارائه خدمات  بالینی اشتغال داشت. در سال ۱۳۷۳، گروه روان&amp;zwnj;شناسی دانشگاه علوم بهزیستی و  توان&amp;zwnj;بخشی را تأسیس کرد و از آن سال استادی و مدیریت همان گروه را بر عهده  داشت.
&amp;nbsp;
 
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;</description>
<category>بزرگان روانشناسی</category>
<dc:creator>وحید</dc:creator>
<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 14:05:41 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>درآمدی مختصر بر اندیشه های نیچه</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/77-درآمدی-مختصر-بر-اندیشه-های-نیچه.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/77-درآمدی-مختصر-بر-اندیشه-های-نیچه.html</link>
<description>اندیشه های نیچه در قالب گزین گویه هایی ارائه شده است که همین سبک ارائه هم روشنگر و هم ابهام آفرین بوده است. بی تردید پیامبر دانستن نیچه سخنی ضد نیچه ای است هر چند او در اواخر عمر بین شطح(به همان تعبیر ابن عربی یعنی سخنی ناموزون که به گوش سنگین آید) و هذیان تبدیل به مسیح شدن آونگ وار در نوسان بود. با این وجود اهمیت او نه از حیث خنک شدن دل منور فکران محجور بلکه از این بابت که او یک آغاز گر است و به قول خودش لشکر کشی بدون دود و باروت به کشور اخلاق به معنای لوس مسیحی اش می کند و از این منظر که او پایه های جهان بینی و فلسفه موجود در زمان خود را به لرزه در آورد و از همه مهمتر او مفهوم ناخودآگاهی را به روشنی مطرح کرد. اهمیت دیگر او به نظر ما مشارکتی بود که در رواندرمانی تحلیلی از نوع روابط با آبجکت انجام داد. اینکه سلف دارای مکانیت نیست و در واقع ما با یک سلف زمانمند مواجهیم از نظرهای پیشگام نیچه است. در ادامه خلاصه ای از کتاب فریدریش نیچه و گزین گویه هایش&amp;nbsp; ترجمه پریسا رضایی&amp;nbsp; و رضا نجفی نشر: مروارید&amp;nbsp; آمده است مطالعه این کتاب را به تمامی کاربران توصیه می کنیم. از خانم ها حیدری و فرجی که در خلاصه سازی و تایپ این گزیده مشارکت کرده اند سپاسگزاری می کنیم.</description>
<category>بزرگان روانشناسی</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sun, 02 Oct 2011 10:48:15 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>زندگینامه آیزایابرلین</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/76-زندگینامه-آیزایابرلین.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/76-زندگینامه-آیزایابرلین.html</link>
<description>در ادامه زندگینامه بسیار کوتاهی از آیزایابرلین می آید. دوستان می توانند برای اطلاعات بیشتر به کتاب زندگینامه آیزایابرلین تالیف مایکل ایگناتیف ترجمه عبدالله کوثری نشر ماهی مراجعه کنند.</description>
<category>---</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 05 Jul 2011 12:22:43 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>معناي‌ فلسفه‌ از ديدگاه‌ آيزيابرلين‌ -2-</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/75-معناي‌-فلسفه‌-از-ديدگاه‌-آيزيابرلين‌--2-.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/75-معناي‌-فلسفه‌-از-ديدگاه‌-آيزيابرلين‌--2-.html</link>
<description>مگي&amp;zwnj;: يكي&amp;zwnj; از خوبيهاي&amp;zwnj; مثالهايي&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; از مشكلات&amp;zwnj; اخلاقي&amp;zwnj; و سياسي&amp;zwnj; آورديد  اين&amp;zwnj; بود كه&amp;zwnj; مطلقاً هيچ&amp;zwnj; بحث&amp;zwnj; لفظي&amp;zwnj; در آنها وجود نداشت&amp;zwnj;. كاش&amp;zwnj; مشكلاتي&amp;zwnj;  كه&amp;zwnj; فيلسوفان&amp;zwnj; اخلاق&amp;zwnj; -دست&amp;zwnj; كم&amp;zwnj; تا اين&amp;zwnj; اواخر- در آثار چاپ&amp;zwnj; شده&amp;zwnj;شان&amp;zwnj; از  آنها بحث&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;كنند بيشتر اين&amp;zwnj; طور بود. اشخاص&amp;zwnj; غيرفيلسوفي&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;خواهند  فلسفه&amp;zwnj; بخوانند از چيزي&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; تعجب&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;كنند و مي&amp;zwnj;رمند اين&amp;zwnj; است&amp;zwnj; كه&amp;zwnj;  مي&amp;zwnj;بينند بخش&amp;zwnj; بزرگي&amp;zwnj; از بحثهاي&amp;zwnj; فلسفي&amp;zwnj; درباره&amp;zwnj;ي&amp;zwnj; الفاظ&amp;zwnj; و زبان&amp;zwnj; است&amp;zwnj;.  آيا ممكن&amp;zwnj; است&amp;zwnj; به&amp;zwnj; طرزي&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; مطلب&amp;zwnj; را نزد افراد غيرمتخصص&amp;zwnj; توجيه&amp;zwnj; كند،  توضيح&amp;zwnj; بدهيد كه&amp;zwnj; چرا اين&amp;zwnj; طور است&amp;zwnj;؟     برلين&amp;zwnj;: تا آنجا كه&amp;zwnj; بتوانم&amp;zwnj; كوشش&amp;zwnj; خواهم&amp;zwnj; كرد. فلاسفه&amp;zwnj;ي&amp;zwnj; امروز، يا دست&amp;zwnj;  كم&amp;zwnj; بعضي&amp;zwnj; از آنها، از اين&amp;zwnj; جهت&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; موضوع&amp;zwnj; به&amp;zwnj; مردم&amp;zwnj; مربوط&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;شود، به&amp;zwnj;  خودشان&amp;zwnj; لطمه&amp;zwnj; زده&amp;zwnj;اند چون&amp;zwnj; مصرانه&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;گويند كه&amp;zwnj; عمدتاً با زبان&amp;zwnj; سروكار  دارند. مردم&amp;zwnj; هم&amp;zwnj; فكر مي&amp;zwnj;كنند كه&amp;zwnj; لابد اين&amp;zwnj; كاري&amp;zwnj; پيش&amp;zwnj; پا افتاده&amp;zwnj; است&amp;zwnj; و  فلاسفه&amp;zwnj; به&amp;zwnj; معناي&amp;zwnj; مراد فرهنگ&amp;zwnj; نويسان&amp;zwnj; يا اهل&amp;zwnj; دستور زبان&amp;zwnj; يا زبان&amp;zwnj;  شناسان&amp;zwnj; با زبان&amp;zwnj; سروكار دارند و اگر اين&amp;zwnj; طور باشد، مسلماً فرهنگ&amp;zwnj; نويسان&amp;zwnj;  و اهل&amp;zwnj; دستور زبان&amp;zwnj; در اين&amp;zwnj; كار ماهرترند. ولي&amp;zwnj; در واقع&amp;zwnj; فلاسفه&amp;zwnj; حقيقتاً  سروكارشان&amp;zwnj; با زبان&amp;zwnj; است&amp;zwnj; چون&amp;zwnj; معتقدند كه&amp;zwnj; ما با استفاده&amp;zwnj; از واژه&amp;zwnj;ها فكر  مي&amp;zwnj;كنيم&amp;zwnj; و واژه&amp;zwnj; خودش&amp;zwnj; گاهي&amp;zwnj; به&amp;zwnj; معناي&amp;zwnj; عمل&amp;zwnj; و كردار است&amp;zwnj; و، بنابراين&amp;zwnj;،  بررسي&amp;zwnj; زبان&amp;zwnj; مساوي&amp;zwnj; با بررسي&amp;zwnj; فكر و حتي&amp;zwnj; سراسر ديدگاهها و طرز زندگي&amp;zwnj;  است&amp;zwnj;. وقتي&amp;zwnj; كسي&amp;zwnj; با اين&amp;zwnj; مسائل&amp;zwnj; دشوار فلسفي&amp;zwnj; روبه&amp;zwnj;رو مي&amp;zwnj;شود كه&amp;zwnj; پاسخ&amp;zwnj;  آشكاري&amp;zwnj; ندارند، ممكن&amp;zwnj; است&amp;zwnj; براي&amp;zwnj; شروع&amp;zwnj; كار از خودش&amp;zwnj; بپرسد: &amp;laquo;اين&amp;zwnj; چگونه&amp;zwnj;  سؤالي&amp;zwnj; است&amp;zwnj;؟ ما دنبال&amp;zwnj; چه&amp;zwnj; نوع&amp;zwnj; جوابي&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;گرديم&amp;zwnj;؟ آيا اين&amp;zwnj; سؤال&amp;zwnj; از  فلان&amp;zwnj; قسم&amp;zwnj; است&amp;zwnj; يا از قسم&amp;zwnj; ديگر؟ آيا به&amp;zwnj; امور واقع&amp;zwnj; و آنچه&amp;zwnj; هست&amp;zwnj; مربوط&amp;zwnj;  مي&amp;zwnj;شود؟ يا سؤالي&amp;zwnj; مربوط&amp;zwnj; به&amp;zwnj; منطق&amp;zwnj; و نسبت&amp;zwnj; بين&amp;zwnj; تصورات&amp;zwnj; است&amp;zwnj;؟ يا مخلوطي&amp;zwnj;  از اين&amp;zwnj; دو؟ يا هيچ&amp;zwnj; كدام&amp;zwnj;.&amp;raquo; سوا كردن&amp;zwnj; تصورات&amp;zwnj; و مقولات&amp;zwnj; به&amp;zwnj; اين&amp;zwnj; ترتيب&amp;zwnj;  كار نسبتاً مشكلي&amp;zwnj; است&amp;zwnj;؛ ولي&amp;zwnj; همه&amp;zwnj;ي&amp;zwnj; فلاسفه&amp;zwnj; خوب&amp;zwnj;، صرف&amp;zwnj;نظر از اينكه&amp;zwnj; چه&amp;zwnj;  اسمي&amp;zwnj; روي&amp;zwnj; آن&amp;zwnj; بگذارند، اين&amp;zwnj; كار را كرده&amp;zwnj;اند و مي&amp;zwnj;كنند. هيچ&amp;zwnj; عيبي&amp;zwnj;  ندارد كه&amp;zwnj; نام&amp;zwnj; آن&amp;zwnj; را نظم&amp;zwnj; و سامان&amp;zwnj; دادن&amp;zwnj; به&amp;zwnj; آشفتگيها بگذاريم&amp;zwnj;، البته&amp;zwnj;  سواي&amp;zwnj; اينكه&amp;zwnj; كساني&amp;zwnj; كه&amp;zwnj; متوجه&amp;zwnj; نبوده&amp;zwnj;اند يا سوء نيت&amp;zwnj; داشته&amp;zwnj;اند، گمراه&amp;zwnj;  شده&amp;zwnj;اند. اين&amp;zwnj; قبيل&amp;zwnj; آشفتگيها به&amp;zwnj; آشفته&amp;zwnj; فكري&amp;zwnj; مي&amp;zwnj;انجامد و آشفته&amp;zwnj; فكري&amp;zwnj;  هم&amp;zwnj; به&amp;zwnj; وحشي&amp;zwnj;گري&amp;zwnj; در عمل&amp;zwnj;.......</description>
<category>---</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 05 Jul 2011 12:05:05 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>معناي‌ فلسفه‌ از ديدگاه‌ آيزيابرلين‌ -1-(مصاحبه‌ برايان‌ مگي‌ با آيزايابرلين‌)</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/74-معناي‌-فلسفه‌-از-ديدگاه‌-آيزيابرلين‌--1-(مصاحبه‌-برايان‌-مگي‌-با-آيزايابرلين‌).html</guid>
<link>http://www.psiran.com/74-معناي‌-فلسفه‌-از-ديدگاه‌-آيزيابرلين‌--1-(مصاحبه‌-برايان‌-مگي‌-با-آيزايابرلين‌).html</link>
<description>&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
بی تردید آیزایابرلین فیلسوفی برای تمام فصول است. انتشار مصاحبه ای با او در پی اس ایران تاکید بر اهمیت درک فلسفی در رواندرمانی به ویژه رواندرمانی تحلیلی یا روانکاوانه است. این مصاحبه در دو قسمت باز نشر می شود. این مصاحبه بخشي است از كتاب &amp;laquo;مردان انديشه&amp;raquo;، ( مجموعه مصاحبه&amp;zwnj;هاي برايان مگي با فيلسوفان معاصر) با ترجمه عزت&amp;zwnj;الله فولادوند که کاربران سایت را به مطالعه این کتاب دعوت می کنیم. 
 مگي&amp;zwnj;:  مي&amp;zwnj;خواهم&amp;zwnj; به&amp;zwnj; مصاف&amp;zwnj; بعضي&amp;zwnj; سؤالات&amp;zwnj; كاملاً اساسي&amp;zwnj; بروم&amp;zwnj;. چرا اساساً كسي&amp;zwnj;  بايد به&amp;zwnj; فلسفه&amp;zwnj; علاقه&amp;zwnj; داشته&amp;zwnj; باشد؟ چرا فلسفه&amp;zwnj; مهم&amp;zwnj; است&amp;zwnj;؟ اصولاً فلسفه&amp;zwnj;  چيست&amp;zwnj;؟   فيلسوفي&amp;zwnj;  كه&amp;zwnj; از او براي&amp;zwnj; بحث&amp;zwnj; درباره&amp;zwnj;ي&amp;zwnj; اين&amp;zwnj; سؤالها دعوت&amp;zwnj; كرده&amp;zwnj;ام&amp;zwnj;، داراي&amp;zwnj; شهرت&amp;zwnj;  جهاني&amp;zwnj; است&amp;zwnj;: سر آيزايابرلين&amp;zwnj;، (1) دارنده&amp;zwnj;ي&amp;zwnj; نشان&amp;zwnj; لياقت&amp;zwnj; (OM) ، عضو  هيئت&amp;zwnj; علمي&amp;zwnj; كالج&amp;zwnj; اُل&amp;zwnj; سولز (2) در دانشگاه&amp;zwnj; آكسفورد، زندگينامه&amp;zwnj; نويس&amp;zwnj;  كارل&amp;zwnj; ماركس&amp;zwnj;، و مردي&amp;zwnj; به&amp;zwnj; خصوص&amp;zwnj; برجسته&amp;zwnj; به&amp;zwnj; مناسبت&amp;zwnj; اطلاعاتش&amp;zwnj; در تاريخ&amp;zwnj;  انديشه&amp;zwnj;ها.</description>
<category>---</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 05 Jul 2011 11:58:46 +0000</pubDate>
</item><item>
<title>نوروزتان با نو شدن درونتان مصادف باد</title>
<guid isPermaLink="true">http://www.psiran.com/71-نوروزتان-با-نو-شدن-درونتان-مصادف-باد.html</guid>
<link>http://www.psiran.com/71-نوروزتان-با-نو-شدن-درونتان-مصادف-باد.html</link>
<description>&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
&amp;nbsp;
می توان در بهشت بود و جهنم را به همراه برد و می توان در جهنم بود و بهشتی را در درون داشت.  
نوروزتان با نو شدن درونتان مصادف باد</description>
<category>خبرها</category>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 21 Mar 2011 03:36:34 +0000</pubDate>
</item></channel></rss>
