///// سخن روز   /////////////////////////////////



///// منوی اصلی   //////////////////////////////

کاربر گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما از طرف گروه پی اس ایران؛ برای استفاده از امکانات سایت لازم است عضو آن شوید. لطفا پیش از عضویت، قوانین سایت را به دقت مطالعه فرمایید.

◊ صفحه اصلی ◊ قوانین سایت ◊ عضویت در سایت ◊ تماس با ما ◊ نقشه سایت ◊ RSS v2.0


///// پنل کاربری   ////////////////////////////////



بازیابی رمز عبور ... ؟
ثبت نام در سایت ... ؟


///// آخرین مطالب   /////////////////////////////



    ///// برترین مطالب   /////////////////////////////



    ///// نظر سنجی   ///////////////////////////////



    ///// سایت های مفید   /////////////////////////

    گروه پی اس ایران از تبادل لینک با سایت های مرتبط استقبال می کند.

    » انجمن جهانی روانکاوی
    » ملانی کلاین تراست
    » جامعه بالینت
    » لکان دات کام
    » سایت نیلسون روانشناسی دین
    » انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
    » انجمن روانشناسی ایران
    » انجمن روانکاوی بریتانیا
    » فدراسیون جهانی آموزش روانکاوی
    » فدراسیون جهانی رواندرمانی
    » فدراسیون اروپایی رواندرمانی تحلیلی
    » بالبی سنتر
    انجمن بریتانیایی رواندرمانی و مشاوره
    » زیر شاخه های انجمن روانشناسی امریکا
    » گروه امریکایی انجمن رواندرمانی
    » جامعه رواندرمانگران تاویستوک
    » انجمن رواندرمانی امریکا
    » جامعه پژوهش در رواندرمانی
    » روانشناسی وجودی
    » انجمن انسانگرایی امریکا
    » انجمن انسانگرایی بریتانیا
    » انستیتو ویکتور فرانکل
    » کن ویلبر
    » سایت نیلسن روانشناسی دین
    » سایت آلبرت الیس
    » کاریزما مشاور
    » انجمن فارسی سره


    ///// بایگانی مطالب   ///////////////////////////

    • 80
    طبقه بندی افسردگی

    بخش سوم

    «طبقه بندی افسردگی» ((Classification of Depression))

    در اروپا دو مکتب فکری اثرگذار وجود داشت که هم اکنون نیز تأثیرگذار می باشند:
    1- مکتب مادزولی که توسط یوبری لوئیس و پیروانش پایه گذاری و گسترش پیدا کرد. آنها طرفدار مدل پیوستاری بودند. و به طیفی از اختلالات اضطرابی تا افسردگی نوروتیک، تا افسردگی درون زا و سایکوتیک شدید معتقد بودند.
    2- مکتب نیوکسل که توسط مارتین روث رهبری می شد و تاکیدش بر روی حدود اختلالات بود که باید بروشنی از هم جدا شوند.
    مطالعات اروپایی بر پایه قطبیت شروع به تقسیم اختلالات خلقی کردند و اصطلاحات تک قطبی و امثال آن از آنجاست. لیکن در ایالات متحده علاقه به مکتب نیوکسل بیشتر وجود داشت(سادوک و سادوک، 2000).
    «اولین سیستم های طبقه بندی تشخیصی اختلالات افسردگی »
    اختلالات عاطفی اولین بار در سال 1948 در ICD-6 وارد شد، طبقات به شرح زیر بودند:
    I. واکنش مانیک-دپرسیو
    II. نوع افسردگی و ملانکولی انحطاطی
    III. واکنش افسردگی نوروتیک
    که در مورد ملانکولی نوع افسرده و تباهشی(انحطاطی) هم زیر طبقه ای به عنوان سایکوز عاطفی ذکر شد.
    در ICD-7 (1955) تغییری لحاظ نشد لیکن در ICD-8 طبقه افسردگی واکنشی سایکوتیک معرفی شد.اولین DSM در سال 1952 منتشر شد که سه مکتب فکری: کرپلین ، میر وفروید را در خود جای داد. لذا اثر مکتب فکری آدولف میر و اصطلاح واکنش او بیشتر بود. بر این اساس آسیب شناسی روانی محصول تعامل زیستی- روانی- اجتماعی است. پیروان میر عوامل زیست شناختی و ژنتیک را بصورت بخشی از یک آسیب پذیری فردی نسبت به روانشناختی ویژه و اجتماعی مطرح کردند. اختلالات خلقی سایکوتیک شامل:
    واکنش سایکوتیک تباهشی و واکنش های عاطفی(یعنی: واکنش مانیک-دپرسیو، نوع افسرده وار و سایر؛ و واکنش افسرده وار سایکوتیک. واکنش افسردگی و اختلال شخصیت چرخه ای . شانزده سال بعد یعنی در سال 1968، DSM.II با حذف اصطلاح reaction بخش اختلالات عاطفی ماژور(عمده) را معرفی نمود که شامل:
    1- روان رنجوری افسردگی
    2- ملانکولی تباهشی و مانی
    3- انواع افسرده و چرخه ای بیماری مانیک- پرسیو(آشفتگی- افسردگی).
    و واکنش افسردگی سایکوتیک یک طبقه جدا شد.


    «تکوین نظامهای طبقه بندی معاصر»

    The Development of contemporary classification systems

    DSM-III بی شک گامی سترگ بسوی نظامهای طبقه بندی بهتر و صحیحتر بود. سیستمی که ملاکهای تشخیصی عملیاتی ویژه ای را بکار گرفت و براساس مشاهدات تجربی بود.
    1980III--DSM ، در بخشی اختلالات عاطفی خود مفهوم لئونارد(1979) از تک قطبی را ضمیمه خود کرد. برای نخستین بار افسردگی اساسی ، بر هر تک راجعه در این نظام طبقه بندی مطرح شد. اختلالات دو قطبی مطرح شده در DSM-III بصورت اختلال دو قطبی ، مختلط ، مانیک و افسرده نامگذاری شد. طبقات اضافی شامل:
    افسرده ناجور ، اختلال دو قطبی ناجور و سایر اختلالات عاطفی اختصاصی (شامل:اختلالات چرخه ای و کژخویی).
    لازم به ذکر است که اصطلاح دیستایمیا(کثرخویی)، برای نخستین بار در این سیستم طبقه بندی عنوان شد. بیماران این طبقه همان کسانی بودندکه پیشتر مبتلا به افسردگی نوروتیک یا نوروز افسردگی طبقه بندی می شدند.
    1987،III- DSM، اصطلاح اختلال عاطفی را حذف و به جای آن اختلال خلقی را ذکر کرد(ص7). اختلالات خلقی بصورت:
    الف- اختلالات افسردگی تک قطبی: افسردگی اساسی(تک برهه ای و راجعه)، دیستایمیا و اختلالات افسردگی N.O.S .
    ب- اختلالات افسردگی دو قطبی: اختلال دو قطبی(مختلط، مانیک یا افسرده)، سیکلوتایمیا و اختلال دو قطبی N.O.S.
    اما بهتر است مروری بر ICDها هم بیندازیم. در خلال سالهایی که DSM-III,DSM-III-R تدوین می شد، سازمان بهداشت جهانی(WHO ) 9ICD- و 10ICD- را منتشر ساخت.هفت طبقه برای سایکوز عاطفی در 9ICD- گنجانده شد که یک طبقه برای افسردگی نوروتیک ذکر شد. اگرچه، 9ICD- مبتنی بر ملاکهای توصیفی- تجربی همچنان کهIII DSM- بود پایه ریزی نشده بود. و دیگر اینکه دو سیستم DSM-IIIو 9ICD- کاملا همسان نبودند.


    « 10ICD- و DSM-IV»
    طبقه بندی اختلالات خلقی در DSM-IV در شکل 1 آمده است. چند تغییر در اختلالات خلقی در مقایسه با DSM-III-R آمده که بدین شرح است:
    -Majordepression Major Depressive Disorder
    - Dysthymia Dysthymic Disorder
    - تاکید بر ناکنش وری و تخریب عملکرد شغلی- اجتماعی معنادار یا قابل توجه
    - اختلال خلقی ناشی از اختلال طب عمومی- اختلال خلقی ناشی از مواد از بخش اختلالات روانی ارگانیک DSMIII-R جدا شد.
    - طبقه اختلالات افسردگی N.O.S: ملال پیش از قاعدگی، اختلال افسردگی خفیف، اختلال افسردگی گذاری راجعه و افسردگی پس از روان پریشی(سایکوز) اسکیزوفرنی.
    همچنین در اختلال دو قطبی II اختلال افسردگی راجعه با هایپومانی دو قطبی N.O.S جدا شد و تشخیص مجزا گرفت.برای مقایسه تفاوتها و شباهتهای DSMIV و 10 ICD به جدول 2 مراجعه فرمایید.
    «شاخصها» در تشخیص و طبقه بندی M.D.D
    از شاخصهای زیر می توان برای توصیف دوره افسردگی اساسی جاری بهره برد، اگر ملاکها در حال حاضر واجد یک دوره افسردگی اساسی نیستند،آخرین دوره افسردگی لحاظ شود.
    - ملایم(خفیف)، متوسط، شدید بدون علایم سایکوتیک، شدید با علایم سایکوتیک، در بهبودی نسبی یا کامل
    - مزمن
    - همراه با علایم سایکوتیک
    - همراه با علایم(یا ویژگیهای) ملانکولی
    - همراه با ویژگیهای ناجور
    - با شروع پس از زایمان
    شاخصهای زیر الگوی دوره ها و وجود علامت شناسی بین دوره ای برای M.D.D عود کننده را نشان می دهند.
    - شاخصهای سیر طولی(همراه یا بدون بهبودی کامل بین دوره ای)
    - همراه با الگوی فصلی( DSM-IV،APA ،1374).
    آخرین راهنمای آماری تشخیصی انجمن روانپزشکی امریکا، DSM-IV-TR ، در سال 2000 منتشر شده است. با شرح ذکر شده از DSM.IV به ملاکهای تشخیصی M.D.D در DSM IV-T-R در جدول 3 مراجعه کنید.
    «شرح ملاکهای تشخیصی DSM.IV-T-R برای برهه افسردگی اساسی»
    در جدول 3 ملاکهای تشخیصی M.D.E ذکر شده است. در ملاک A ما به دو علامت دروازه‏ای نیازمندیم تا بتوانیم به سراغ سایر ملاکها برویم: 1)خلق افسرده یا 2)از دست دادن علاقه و احساس لذت حداقل برای ملاکها از نه ملاک، 5 تا می باشد که این نکته در توصیف گرهای شدت مهم است:
    توصیف گرها(معرفها یا تصریح کنندگان) شدت:
    طول مدت خفیف حداقل علایم لازم، تخریب جزئی در عملکرد شغلی- اجتماعی فرد.
    برهه 14 روز متوسط ترکیبی از خفیف و شدید ولی نه هر کدام به تنهایی.
    در هفته شدید که داری دو زیر توصیف گر است:
    1)با خصوصیات سایکوتیک: هذیان، توهم که می تواند هماهنگ یا ناهماهنگ با خلق شود.
    2) بدون خصوصیات سایکوتیک: چند علامت اضافه بر 5 علامت+ تخریب قابل ملاحظه عملکرد (سادوک و سادوک،2000).
    * برهه یا episode حادثه ضمنی است و به هر رخداد نسبتا مشخص یا یک رشته رخدادهای هماهنگ که بصورت واحد، یا کل درک شود اطلاق می شود. وقوع زمان و مکان مشخص مهم است(پورافکاری، 1376، ص 522).
    برای M.D.D (یا افسردگی تک قطبی و یا اختلال تک قطبی ) (سادوک و سادوک، 2001) از نظر
    شاخصهای بهبودی:
    1)موقت نسبی : در طول 2 ماه گذشته ملاکها نابسنده است. یعنی برخی علایم یا نشانه های اختلال وجود دارد.
    2) موقت کامل: در طول 2 ماه گذشته هیچ کدام از علایم یا نشانه ها وجود ندارد.

    M.D.D الف) بیمار افسرده ای که حداقل دومین episode افسردگی عمده را دارد.
    راجعه و منفرد البته با یک دوره 2 ماهه عدم علایم بارز
    ب) یک M.D.E، هرگز دوره مانیک، مختلط یا هایپومانیک نداشته مگر اینکه علت
    آنها مصرف مواد یا اختلال طب عمومی باشد.
    • ویژگیهای علامتی اضافی :
    نکته: شرط لازم این کدگذاری وقوع در اوج یا پیک M.D.E است.
    I. ملانکولیک: به جدول 4 رجوع کنید. نسبت به دارو حساس است.(سادوک و سادوک،2001)
    II. آتیپیک: از علایم: پرخوری، پرخوابی، فلج سربی، حساسیت مفرط به طرد؛ 2 یا بیشتر از علایم در طول دو هفته باشد.
    III. کاتانونیک: از علایم: عاطفه کند، انزوای شدید، منفی کاری، کندی بارز سایکوموتور، کاتالپسی، پژواک کلام یا رفتار، فعالیت حرکتی شدید و ناخودانگیخته(انکار که از بیرون کنترل و دستکاری می شود) برای دو هفته، 2 علامت یا بیشتر(سادوک و سادوک، 2000)
    * با شروع پس از زایمان: افسردگی شدیدی که 4 هفته پس از زایمان شروع شود. یک فوریت روانپزشکی است.
    * M.D.E مزمن: با دوام 2 ساله، که در مردهای مسن شیوع بالاتری دارد. مخصوصا با مصرف الکل و سوء مصرف دارو.
    * سه معرف سیر دوره های جاری(فعلی):
    با چرخش سریع فقط برای BI,II : تقریبا 4 دوره اختلال خلقی در 12 ماه با 2 ماه بهبود بین برهه ها.
    با الگوی فعلی M.D.D,BI,II : یک رابطه زمانی در 2 سال گذشته بین شروع اختلال و یک فصل خاص باشد.
    بدون بهبودی بین دوره ها: M.D.D که دو ماه: فاصله بدون علامت بین برهه ها نباشد. یا بالعکس
    (سادوک و سادوک، 2000).
    «سیر و پیش آگهی»
    پیش آگهی بد پیش آگهی خوب
    طولانی بودن دوره ها، پیش آگهی را بد می کند. Acute بودن پیش آگهی را خوب می کند.
    سابقه تطابق اجتماعی ضعیف قبل از بیماری گسستگی زمانی بین اختلالات خلقی و علایم سایکوتیک پیش آگهی خوب
    وجود علایم سایکوتیک عدم وجود علایم سایکوتیک
    پاسخ مقاوم به درمانهای قبلی پاسخ خوب به درمانهای قبلی
    Course: 15 درصد بالاخره خودکشی می کنند. دوره افسردگی بدون درمان 10 ماه طول می کشد. 75 درصد بیماران یک دوره افسردگی بعدی دارند. میانگین برهه های افسردگی در طول عمر 5 تاست، 50 درصد بهبود می یابند، 30 درصد بهبود نسبی، 20 درصد سیر مزمن، 30-20 درصد دچار دیستایمی و 45 درصد عود مجدد می یابند.

    «عوامل خطر خودکشی»
    1- اختلالات روانپزشکی 2- بیماریهای جسمی 3- تلاش قبلی 4- وضعیت زناشویی 5- طبقه اجتماعی
    6- شغل . تمام موارد ذکر شده باید برای بیمار مبتلا به M.D.D در نظر گرفته شود. اختلالات جسمانی همراه مثل AIDS، صرع لب تمپورال و ... که در جدول زیر ذکر شده اند خطر خودکشی را بالا می برند(مالبی و بریدگس، 1998).
    جدول: 5
    اختلالات جسمانی همراه با یک
    خطر افزایش یافته در مقایسه با
    جمعیت عادی.
    (به نقل از مالبی و بریرگس، 1998، ص 121).
    نیمی از تمام خودکشی ها با افسردگی مرتبط است(همان جا). یکی از فوریتهای روانپزشکی خودکشی است. وجود اضطراب در فرد بیانگر یک عامل خطر مهم در خودکشی است. کما اینکه در بیماران M.D.D باید توجه داشت پس از مصرف دارو و بستری شدن بیمار با اندکی بهبودی پی به وحشتناک بودن دوران افسردگی خود برده و اقدام به خودکشی می کند. البته داروها انرژی لازم را برای ارتکاب به خودکشی در اختیار وی قرار می دهند به این نوع خودکشی متناقض می گویند(کاپلان و سادوک، 1998).
    «تشخیص افتراقی»
    اختلالات مرتبط با سوء مصرف مواد و الکل: معمولا یک comorbidity وجود دارد، هم اعتیاد Addiction می تواند منجر به افسردگی و کلا اختلالات خلقی شود هم بالعکس. مشکلی که در DSM.IV وجود دارد این است که طبقه اختلال خلقی ناشی از مواد از نظر کار کلینیکی معتبر Valid نیست. هاگپ اس کیسکال(2000، به نقل از سادوک و سادوک، 2000، ص 1366) معتقد است که تشخیص دو گانه dual یک اختلال خلقی و یک اختلال مصرف مواد رویکرد بالینی واقعی تری برای این قبیل بیماران است.
    اختلالات شخصیت: اختلال شخصیت مرزی مشکل سازترین اختلال شخصیت است، که البته بیشتر در سنین پایین و بزرگسالان جوان تر رخ می دهد و در زنان بیشتر است. پاسخ مرزی به آنتی دپرسنتها خوب نیست و حتی بدتر هم می شوند.(سادوک و سادوک،2000).
    اختلال خلقی ناشی از یک اختلال طب عمومی، که افسردگی ثانوی بر اختلال طب عمومی مثل ایدز و ... می باشد. جنون میکزومی سندروم کلاهدوز دیوانه از آن جمله اند که در اولی کمکاری تیروئید و دومی مسمومیت با جیوه عامل است. اختلال افسردگی ثانوی بر اختلال طب عمومی بر روی محور یک و نام اختلال یا بیماری طبی روی محور سه ذکر می شود(سادوک و سادوک، 2001).
    اسکیزوفرنی: در حالت حاد می تواند دقیقا به یک دوره مانی یا M.D.D با خصوصیات سایکوتیک شبیه باشد. که پیش آگهی چنین مواردی در مقایسه با خصوصیات سایکوتیک اسکیزوفرنی بهتر است.
    اختلال اسکیزوافکتیو: سیر و پیش آگهی آن بین اسکیزوفرنی و اختلال خلقی است. یعنی علایم و نشانه های اسکیزوفرنی بعلاوه(plus) علایم مسلط خلقی(همان جا).
    اختلال انطباقی با خلق افسرده: افسردگی معتدل که در پاسخ به یک استرس قابل شناسایی بر روشنی بوجود آید، که با کاهش و تقلیل استرسور از شدت آن کاسته و حتی حل می شود.
    اختلالات خواب اولیه: این اختلالات می توانند باعث سه علامت عمده شوند: anergy,dyssomnia, irritability . تمایز آن از افسردگی با توجه به بارز بودن علایم اختلال خواب اولیه و فقدان یا کم رنگ بودن علایم افسردگی مشخص.
    سوگ grief : "Know as breavment in DSM-IV-TR" (سادوک و سادوک، 2001، ص 139). تظاهر ممکن است شبیه به M.D.D باشد لیکن از جهت یک فقدان یا عزاداری واقعی از دست دادن یک فرد محبوب مشخص شود. داغداری بدون عارضه در طی 6-2 ماه خوب می شود(کلایتون 1982؛ به نقل از جادوکونواک، 1997). تخریب عملکرد مانند M.D.D نیست و در صورت طولانی شدن شبیه M.D.D می شود و سوگ پاتالوژیک نامیده می شود. زیوک و همکاران(1994؛ به نقل از جادو کونواک، 1997) آنرا کانون توجه بالینی و دارای درمان خاص می دانند.
    اختلالات خلقی:
    جدول:(6)
    + علایم لازم برای تشخیص
    - برای تشخیص گذاری نباید باشد
    ممکن است باشد ممکن است نباشد
    * در دو سال اول بیماری یک M.D.E
    نباید رخ داده باشد.
    + یک برهه مانیک در دو سال اول نباید
    رخ داده باشد.  

     

     

    مطالب مرتبط:
    نویسنده: admin   -   تاریخ ارسال: 6 شهریور 1389   -   بازدید ها: 2 298   -   نظرات (1)
    All Right Reserved By Psiran.com © 2010
    Powered By Datalife Engine
    Main Page   .   Register   .   Rules   .   Sitemap   .   RSS   .   Contact us