« ژان لورن دالامبر » و روسو

دالامبر ریاضی دان هم عصر روسو و از اصحاب دایره المعارف بود كه یك چندی با روسو دوستی داشت . روسو اما كتابی نوشت تحت عنوان « نامه ای به دالامبر » كه نوشته ای است در رد و انكار نظر دالامبر كه در دایره المعارف نوشته بود اگر تئاتری در ژنو تأسیس شود باعث ارتقای آن جامعه خواهد بود .

       « دیوید هیوم » و روسو

دیوید هیوم آن هنگام كه روسو در ژنو و پاریس مغضوب بود و تحت تعقیب ، او را به گرمی در انگلستان پذیرفت . اما زمانی بعد تر هیوم او را عجیب ترین ِ همه موجودات انسانی خواند . اگر چه خاطر نشان كرد روسو در تمام مدت عمر فقط احساس كرده و حساسیت در او به حد بی سابقه ای رسیده است .

 

      « امانوئل كانت » و روسو

شرح حال نویسان كانت می گویند اتاق كار وی كه فاقد هرگونه تزئینی بود فقط یك زیور داشت . روی دیوار تصویری از ژان ژاك روسو آویزان بود . قدیمی ترین زندگینامه های كانت نیز شواهد گوناگونی از احترام او به شخص روسو و تحسین آثار لو به دست می دهد . مشهورتر از همه اینكه كانت نمونه كامل وقت شناسی بود و عادت داشت كارهای روزانه خود را با ساعت تنظیم كند . با اینهمه كانت فقط دو بار برنامه ثابت پیاده روی روزانه اش را به هم زد . اول بار زمانی بود كه كتاب « امیل » روسو منتشر شد و كانت چنان مجذوب مطالعه اثر شده بود كه از پیاده روی روزانه چشم پوشید و دوم بار هم زمانی بود كه خبر انقلاب در فرانسه را شنید و از شوق قید پیاده روی آن روز را زد . كانت سبك ادبی روسو را می ستود . اما همزمان با جادوی روسوی ادیب بر خود مبارزه می كرد و می كوشید تا قضاوتی متین را جانشین علاقه ای شورانگیز كند ؛ « باید روسو را بخوانم تا آنكه زیبایی بیانش دیگر آشفته ام نسازد و فقط آن وقت است كه می توانم خردمندانه بررسی اش كنم .