///// سخن روز   /////////////////////////////////



///// منوی اصلی   //////////////////////////////

کاربر گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما از طرف گروه پی اس ایران؛ برای استفاده از امکانات سایت لازم است عضو آن شوید. لطفا پیش از عضویت، قوانین سایت را به دقت مطالعه فرمایید.

◊ صفحه اصلی ◊ قوانین سایت ◊ عضویت در سایت ◊ تماس با ما ◊ نقشه سایت ◊ RSS v2.0


///// پنل کاربری   ////////////////////////////////



بازیابی رمز عبور ... ؟
ثبت نام در سایت ... ؟


///// آخرین مطالب   /////////////////////////////



    ///// برترین مطالب   /////////////////////////////



    ///// نظر سنجی   ///////////////////////////////



    ///// سایت های مفید   /////////////////////////

    گروه پی اس ایران از تبادل لینک با سایت های مرتبط استقبال می کند.

    » انجمن جهانی روانکاوی
    » ملانی کلاین تراست
    » جامعه بالینت
    » لکان دات کام
    » سایت نیلسون روانشناسی دین
    » انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
    » انجمن روانشناسی ایران
    » انجمن روانکاوی بریتانیا
    » فدراسیون جهانی آموزش روانکاوی
    » فدراسیون جهانی رواندرمانی
    » فدراسیون اروپایی رواندرمانی تحلیلی
    » بالبی سنتر
    انجمن بریتانیایی رواندرمانی و مشاوره
    » زیر شاخه های انجمن روانشناسی امریکا
    » گروه امریکایی انجمن رواندرمانی
    » جامعه رواندرمانگران تاویستوک
    » انجمن رواندرمانی امریکا
    » جامعه پژوهش در رواندرمانی
    » روانشناسی وجودی
    » انجمن انسانگرایی امریکا
    » انجمن انسانگرایی بریتانیا
    » انستیتو ویکتور فرانکل
    » کن ویلبر
    » سایت نیلسن روانشناسی دین
    » سایت آلبرت الیس
    » کاریزما مشاور
    » انجمن فارسی سره


    ///// بایگانی مطالب   ///////////////////////////

    • 80
    نگاهی تاریخی به هیپنوتراپی

    نگاهی تاریخی به هیپنوتراپی

    نوشته:

    احمدرضا محمدپور،روانشناس بالینی، رواندرمانگر

    صاحب امتیاز و مدیر فنی مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی ناخودآگاه

    پیش درآمد

     هیپنوزم اصطلاحی کلی است که به حالت های تغییر شکل یافته هشیاری اشاره دارد که در آن ذهن در وضعیت دگر حالت قرار می گیرد. وضعیت دگر حالت به طیف هشیاری مربوط می شود که از حالت اگاهی و باخبری از محیط پیرامون و آنچه در درون می گذرد تا کما و مرگ ادامه دارد.

      هیپنوزم به غلط در فارسی به «خواب واره» ترجمه شده است که با توجه به آنکه این واژه خود باور اشتباه شبه خواب بودن هیپنوز را نشان می دهد به جای آن از هیپنوز استفاده کردیم. زیرا هیپنوز شونده چه از نظر موج نگاری مغزی و چه فیزیولوژی به خواب فرو نمی رود.

     در عین حال، هیپنوز اشاره به یک «ایزم »ism مانند هیپنوزم ندارد و به جای آن اشاره به شاخه ای از دانش دارد که  پس از جدل بسیار پس از قرار گرفتن در طب مکمل یا حاشیه و همردیف  شدن با هامیوپاتی و امثال آن امروزه خود را در معتبرترین درسنامه های روانپزشکی و روانشناسی به عنوان یک شیوه رواندرمانی معرفی کرده است.

     مولف که خود دارای گواهی نامه دوره تکمیلی 100 ساعته کاربرد هیپنوزم در روانشناسی بالینی از انجمن هیپنوزم بالینی ایران است می کوشد تا با خرافه زدایی از هیپنوتراپی تا حدودی دین خود به این شاخه از علم را ادا کند.

    تاریخچه هیپنوز

    تاریخچه  هیپنوز مسیر تکاملی یک علم است و اهمیت آن برای درک حدود و صقور هیپنوتراپی حیاتی است. زیرا خط سیر دانشی را ترسیم می کند که در گذر از هنگامه های پر آشوب تاریخ ،تغییر و تحول چشمگیری نموده است. تاریخچه هیپنوز را می توان به شکل زیر دنبال کرد:

     

     

                                        1- کهن یا خرافی 

                                        2- جدید یا نوین:    الف- از مسمر تا 1900

                                                                 ب- دوران انحطاط و تعدیل(1900 تا 1947)

                                                                 ج- دوران طلایی (از جنگ جهانی دوم تا کنون)

     

    1- فاز کهن یا خرافی:

    تاریخچه هیپنوز به قدمت تاریخ است. در ابرزپاپیروس (Ebers papyrus) مصری ها روش هایی شبیه هیپنوز شرح داده شده است. در معبد آسکلیپوس (Asclepius)  یونان باستان به گونه ای به تصویر کشیده شده است. در بین مغان از طوایف شش گانه مادها تمرکزهای طولانی چشمی و ایجاد خلسه هیپنوتیکی (Hypnotic trans) مشاهده شده است.

     در پارسی کهن سحر و جادو از ریشه مغ یا ماج یا ماژیک (magic) ذکر شده است. در بین سرخ پوستان تمدن مایا به اشکال مختلفی دیده شده است. در بین قبایل آفریقایی اصوات و صدای طبل نوعی خلسه به نام خلسه ی سمپاتیکی را ایجاد می کرده است. در هند توسط یوگا بخصوص راجا یوگا و آساناهای آن و تمرکز بر روی چاکراها حالات شبه هیپنوئیدی شکل می گرفته است. در چین و ژاپن هم به شکل اصوات و صوتها به نوعی دیگر پدیده های شبه هیپنوز دیده شده است

     

    2- فاز جدید یا نوین:

    الف-از مسمر تا 1900: فرانتس آنتوان مسمر (1760-1842) پزشک اهل وین بود که از سال 1778 در پاریس به مداواهای تلقینی عمومیت زیادی داد. ابتدا وی بر روی اثر اجرام آسمانی بر حیات انسانها کار می کرد، ولی بعد به اثرات معناطیس علاقمند شد و متوجه شد که قرار گرفتن در معرض آهنربا می تواند اثرات شفابخشی ایجاد کند. بعد از این نظر دیگری ارائه داد و معتقد که این نیرو در دست خود فرد است و روشهای پاس دادن را ابداع کرد.

    مفهوم مغناطیس حیوانی (Animal magnetisms) یا سیاله حیوانی به نوعی مایع که فرد قادر به ذخیره و انتقال آن به دیگران است اشاره دارد.

    روش کار مسمر: ساراسون و ساراسون روش کار مسمر را بدین شکل شرح داده اند:

    مسمر ابتدا خانم بیماری را با خوراندن محلول حاوی آهن و اتصال سه قطب مغناطیسی یکی به شکم و دو قطب به ساق پاهایش درمان کرد. بعد از این موفقیت وی بدلیل جاه طلبی ادعا کرد که مغناطیسها فقط سبب اولیه درمانند. سپس تالاری سراسر فرش شده با نور کم و موسیقی آرام و هوایی عطرآگین درست کرد. بیماران دستهای هم را می گرفتند و گرد حوضچه آب مغناطیسی حلقه می زندند، (باگت)، سپس مسمر در حالیکه ردایی زیبا پوشیده بود همراه با شمشیری (در منبع دیگر گرز ترجمه شده است) وارد می شده است، این مقدمات تعمدی برای تحریک بیماران و فراهم آوردن بحران هیجانی لازم بوده است گاهی هم برای اثر بیشتر با تکان دادن میدان مغناطیسی را منتقل می کرد که به آن میله هیپنوتیکی لقب داده اند.

    نتایج کار مسمر: برخی بیماران دچار خنده ها یا گریه های شدید  و حملات تشنجی می شدند و سپس غش می کردند. این کارها و نتایج موجب شد که کمسیون تحقیق مشکل بگیرد که ماموریت خود را از طرف لوئی شانزدهم گرفته بود. ....اعضای این کمسیون و طریقه کارشان را به دین شرح ذکر می کنند. در 1784 بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin)، دیپلمات و دانشمند معروف آمریکایی، لاوازیه، شیمیدان فرانسوی، ژاک کیلوتین (Cuilotin)، پزشک فرانسوی، در پاریس دست به تحقیقاتی زدند. نتیجه کار آنها را می توان در یک سطر خلاصه کرد.

    They concluded that phenomenon was nothing but heated imagination""

    اگر آنها مغناطیس حیوانی را رد کردند و به باورهای سوژه اشاره کردند، اما به پدیده های مهم به نام imagination   تخیل یا تصویرسازی اشاره کردن و رابطه ای تنگاتنگ بین مسمریزم و شیادی گزارش نمودند.

    نتیجه گیری: تئوری مسمر حاصل دوران استدلال گرایی بود، جایی که وضعیت های سایکولوژیکال در برابر سایکوسوماتیک شکل نگرفته بود. این در حالی بود که مسمر قصد داشت دلایل فیزیولوژیکی برای آن بیابد، کاری که شاگرد او بویی سگور هم موفق نشد.

    البته چیمز برید پزشک و جراح انگلیسی در طول دهه 1840 پدیده هایی شبیه آنچه مسمر گزارش کرده بود مشاهده کرد.

    He found he could produce trance states using eye fixation and eye closure

    او در 1874 تئوری اثر magnetic را توصیف کرد و یک مفهوم روانشناختی با نام mono ideaism ابداع کرد. که می توان انرا بدین شکل تعریف کرد:

    Mental concentration on a single dominant idea تمرکز ذهنی بر یک عقیده یا فکر مسلط واحد.

    وی ابدع کننده واژه ی Hypnose از ریشه Hypnotikos به معنی خواب کردن یا Hypno یونانی است. اثر جیمز برید بر هیپنوز جدید آنقدرها هم عمیق نبوده ولی می توان وی را یک انقلابی توصیف کرد. بطوریکه یکی از روشهایی که کرازیلنک( crasilneek 1985) شرح داده روش ثبوت چشم یا eye fixation برید است. مجموعه کارهایی که انجام شد منتهی به در مکتب در هیپنوز شد مکاتب پاریس و نانسی.

    1- مکتب سالپه تریر (نام یک بیمارستان) یا پاریس:

    ژان مارتین شارکو که با نام شارکوت هم برگردان شده است،............. در سال 1862 رئیس خدمات سالپه تریر بود. از 1878 کار خود را در زمینه هیپنوز شروع کرد. عده ای وی را پدر نورولوژی جدید معرفی کردند. ساراسون و ساراسون از وی به عنوان ناپلئون روان رنجوریها در اروپا یاد کرده اند. او می توانست با هیپنوز افراد طبیعی و ارائه تلقین های مناسب حالت هیستریایی بوجود آورد.

    .............................................................................................................................................................................................................

     

    2- مکتب نانسی:

    یک استاد پزشکی نانسی به نام پروفسور هیپولیت برنهایم (Hippolyte Bernheim 1827-1930) اعتقاد داشت که هیپنوز یک function of the normal brain است. وی خاطر نشان کرد که هیپنوز غیر از آثار ناشی از تلقین و نتایج تاثیر القای یک فکر برانگیخته شده و مورد قبول مغز قرار گرفته چیزی دیگر نیست. وی حالات سه گانه شارکو را به عنوان حالات مشخص خارج از تلقین نیافت. وی به تاثیر خواب مصنوعی و تلقین در درمان بیماری های روانی اعتقاد پیدا کرد. وی در کتابی به نام درمان با تلقین ادعا کرد که نظریه های جسمی در مورد هیپنوز نادرستند............

    نتیجه گیری: در مکتب نانسی و پاریس هر کدام به گسترش هیپنوز کمک کردند با این تفاوت که هیپنوز سالپه تریر یک هیپنوز تربیتی اما هیپنوز نانسی تفاوت عمده و سایکولوژیکال با آن داشت که به پیروزی برنهایم و شاگردانش از جمله لیبو انجامید.

    ب- دوران انحطاط: کمی پس از 1900 هیپنوز در یک انحطاط عمیق سقوط کد. هیجانی که ژانه آنرا در تداوم های روانی مؤثر می دانست فروکش کرد و افزون بر دو جنگ جهانی ، برخی عقاید فروید در زمینه هیپنوز نیز باعث این تعدیل شد. خواننده می تواند با مطالعه سطور جریان تاریخی این دوران را بهتر درک کند.

    ج- دوران طلایی هیپنوز: کاربرد وسیع هیپنوز در جنگ جهانی دوم در P.T.S.D ) Post Traumatic Stress Disorder) تحت عنوان اختلال فشار روانی پس آسیبی عنوان شده است، و جراحی های بدون عفونت جراحان انگلیسی که هیپنوز را از هندی های آموخته بودند همه  و همه مؤثر بودند.

    به عقیده Leselie M.Lecren  استاد هیپنوز که شهرت جهانی در هیپنوز و روانکاوی دارد و اهل ایالاات متحده امریکاست، فروید عملا با متد تداعی آزاد خود استفاده از هیپنوزم را به تاخیر انداخت تا در جنگ جهانی اول و دوم بر اثر کمبود مواد مخدر در هنگام جراحی زخمیان پزشکان انگلیسی با استفاده از هیپنوزم به جراحی بیماران می پرداختند که باعث مقبولیت هیپنوز در امریکا و انگلستان شد.

    فروید و هیپنوز: با توجه به مقدمه ای که در بالا آمد می توان گفت که هیپنوز نقش عمیقی بر اندیشه های فروید گذاشته، وی در زمانیکه دانشجوی طب بود در نمایشی که از هیپنوزم توسط Hansen  انجام می شد شرکت کرد و بسیار تحت تاثیر قرار گرفت..... وی در شرایطی می زیست که در اروپا شارکو
    ، اگوست خورل ، فلد
    L.Feld نتایج (و برنهایم، لیبو، ژانه) معجزه آسایی را از کاربرد Hypnotic suggestion بدست آورده بودند.

     در امریکا هم مورتون پرینس و سیدیس هیپنوز را به کار گرفتند. ولی وی در سال 1888 کتابی از برنهایم به نام تلقین و کاربرد درمانی آنرا مطالعه کرد، و به اثر آن اعتقاد پیدا کرد. این در حالی بود که وی در 29 سالگی به مدت چهار و نیم ماه به فرانسه و نزد شارکو رفته بود و به غده پویایی که او اشاره کرده بود پرداخته بود، اما پس از ارائه نتیجه مطالعات خود در درمان هیستری با هیپنوزم مورد تمسخر جامعه پزشکان اتریش قرار گرفت و تا مطالعه کتابی از برنهایم به کار ناکارآمد درمان امراض عصبی می پرداخت. وی در 1889 به فرانسه رفت و در این سفر مجدد به نزد دانشمندان نانسی، باز هم راضی نشد و پس از بازگشت به کار ژوزف بروئر علاقمند شد.......... ژوزف بروئر روی بیماریه به نام آنا.ا ُ یا برتا پاپنهایم کار می کرد.

    وی  در حالی در دسامبر 1880 به سراغ بروئر آمد که علائم هیستریک داشت ..............زیگموند فروید در سخنرانیهای خود در کلارک که بعدها تحت عنوان under psychoanalysis   منتشر شد(1342)، عنوان می کند که وی دو سال تحت درمان بروئر قرار داشته است ،آنا با بیان خاطرات خود و به یاد آوردن داستان بحرانی زندگی خود اندکی بهبود می یافته است. خود آنا این روش را درمان گفتاری talking cure و بعد به شوخی دودکش پاک کنی chimney sweeping نامیده است........

    فروید در اتوبیوگرافی خود پس از شرح و بسط در مورد هیپنوز می نویسد: «و من برای کارهایم به چیزی ورای هیپنوتیزم نیاز داشتم...»......ولی در یکی از آثار خود که دارای دو برگردان در ایران است یکی توسط افشار و دیگری رضی ذکر می کند که:

    «من خیلی زود از هیپنوزم زده شدم و از آن روی برگرداندم زیرا هیپنوزم کاری موقتی بود و دوام نداشت و همینطور تقریباً میتوان آنرا با جادو گری مشابه دانست. زمانی که دریافتم نمی توانم علی رغم همه کوشش هایم بیش از معدودی از  بیماران را تحت هیپنوزم قرار دهم تصمیم گرفتم این روش را کنار گذاشته و روش دیگری پیش بگیرم»(فروید سخنرانی دوم در دانشگاه کلارک1909)

     بنابراین هیپنوز توسط فروی کنار گذاشته شد. اما هیپنوتراپی به راه خود ادامه داد و کسانی چون میلتون اریکسون به این حوزه گسترشی مثال زدنی دادند.

    مطالب مرتبط:
    نویسنده: admin   -   تاریخ ارسال: 18 اردیبهشت 1389   -   بازدید ها: 1 853   -   نظرات (0)
    پیام سیستم
    برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
    All Right Reserved By Psiran.com © 2010
    Powered By Datalife Engine
    Main Page   .   Register   .   Rules   .   Sitemap   .   RSS   .   Contact us