///// سخن روز   /////////////////////////////////



///// منوی اصلی   //////////////////////////////

کاربر گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما از طرف گروه پی اس ایران؛ برای استفاده از امکانات سایت لازم است عضو آن شوید. لطفا پیش از عضویت، قوانین سایت را به دقت مطالعه فرمایید.

◊ صفحه اصلی ◊ قوانین سایت ◊ عضویت در سایت ◊ تماس با ما ◊ نقشه سایت ◊ RSS v2.0


///// پنل کاربری   ////////////////////////////////



بازیابی رمز عبور ... ؟
ثبت نام در سایت ... ؟


///// آخرین مطالب   /////////////////////////////



    ///// برترین مطالب   /////////////////////////////



    ///// نظر سنجی   ///////////////////////////////



    ///// سایت های مفید   /////////////////////////

    گروه پی اس ایران از تبادل لینک با سایت های مرتبط استقبال می کند.

    » انجمن جهانی روانکاوی
    » ملانی کلاین تراست
    » جامعه بالینت
    » لکان دات کام
    » سایت نیلسون روانشناسی دین
    » انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
    » انجمن روانشناسی ایران
    » انجمن روانکاوی بریتانیا
    » فدراسیون جهانی آموزش روانکاوی
    » فدراسیون جهانی رواندرمانی
    » فدراسیون اروپایی رواندرمانی تحلیلی
    » بالبی سنتر
    انجمن بریتانیایی رواندرمانی و مشاوره
    » زیر شاخه های انجمن روانشناسی امریکا
    » گروه امریکایی انجمن رواندرمانی
    » جامعه رواندرمانگران تاویستوک
    » انجمن رواندرمانی امریکا
    » جامعه پژوهش در رواندرمانی
    » روانشناسی وجودی
    » انجمن انسانگرایی امریکا
    » انجمن انسانگرایی بریتانیا
    » انستیتو ویکتور فرانکل
    » کن ویلبر
    » سایت نیلسن روانشناسی دین
    » سایت آلبرت الیس
    » کاریزما مشاور
    » انجمن فارسی سره


    ///// بایگانی مطالب   ///////////////////////////

    • 100
    فوکو:مراقبت و تنبیه(2)

    تلخيص کتاب مراقبت و تنبيه: تولد زندان، ميشل فوکو، ترجمه نيکو سرخوش و افشين جهانديده، تهران: نشر ني،1378، استاد: دکتر رضايي، دانش پژوه: قاسم ابراهيمي پور

     

    مقدمه

     

    فوکو دو دوره فکري و به تبع آن دو دسته آثار دارد. دوره اول ديرينه شناسي است، او در اين دوره به شرايط امکان علوم اجتماعي مي پردازد. رويه او در تحليل نهاد ها غير گفتماني، و در تحليل علوم گفتماني است. در ديرينه شناسي فوکو به دنبال توصيف آرشيوي از احکام رايج در يک عصر و جامعه خاص است. دوره دوم فکري فوکو تبارشناسي نام گرفته است. او در اين دوره تحت تاثير نيچه است. در تبار شناسي او به دنبال تحليل شرايطي است که انسان ها ابژه و سوژه مي شوند. کتاب مراقبت و تنبيه جزء آن دسته آثار فوکو است که به تبار شناسي انسان مدرن به منزله ابژه دانش مي پردازد.  

     

     

     

    1.       تعذيب

     

    فصل اول: بدن محکومان

     

    در نيمه اول قرن هجدهم بدن به منزله آماج اصلي سرکوب کيفري، مورد تعذيب، مثله شدن، داغ خوردن، تکه تکه شدن، ريختن مواد مذاب در معرض ديد عموم قرار مي گرفت. اما در اواخر همين قرن و اوايل قرن نوزدهم نمايش تعذيب و درد حذف شد، تکنسين جاي جلاد و روح جاي بدن را گرفت و هدف از حذف مجرم به اصلاح آن تغيير کرد. گيوتين، زندان و جريمه براي گرفتن زندگي، آزادي و دارايي در نظر گرفته شد. و قاضي از مشاوراني همچون روان شناسان و مربيان برخوردار شد.

     

    فصل دوم: نمايش تعذيب ها

     

    تعذيب با معيارهاي کميت معين، قاعده مندي و تناسب جرم و کيفر، اهداف بدنام کردن مجرم و چشمگير بودن مجازات به منزله پيروزي عدالت را دنبال مي کرد. قواعد سه گانه قضاوت ( حجت کامل و نيمه کامل و نشانه هاي دور) را فقط کارشناسان مي فهميدند که موجب مخفي بودن قضاوت و خاموش شدن همه صداها در برابر عدالت پادشاه بود. اعتراف که از يک سو فرا حجت و از سوي ديگر حجتي کافي نبود از دو طريق سوگند و شکنجه (قاعده مند نه وحشيانه) حاصل می شد. و با این دو طریق حجت ها و اعتراف حقیقت تولید می شد. شکنجه به عنوان کیفری قبل از اثبات جرم بود چون ادعا می شد مظنون بی گناه نداریم.

     

    با اجرای علنی کیفر 1. مجرم جرم خود را اعلام و تصدیق می کرد. 2. صحنه اعتراف دوباره برپا می شد. 3. اتصال تعذیب به خود جرم (استفاده از آلت جرم و تعذیب در مکان جرم) 4. آزمون نهایی مجرم در لحظه جان دادن برای نجات روح.

     

    تعذیب عدالت را دوباره برقرار نمی کند بلکه قدرت را دوباره فعال می کند. این نوع تعذیب نه به جای مانده از دوره بربریت و نه نتیجه پذیرفتن کورکورانه قانون بود بلکه معلول نوعی سازوکار قدرت بود که شورش ها و جنگ های داخلی را کنترل می کرد.

     

    اما گاهی مجرم با لعن و نفرین قاضی، قانون، قدرت و مذهب در لحظه آخر مورد تحسین مردم قرار می گرفت و به قهرمان تبدیل می شد. اینجا بود که مردم نقش تماشاگری خود را به شورشگری تغییر می داند و برای حذف اعدام فریاد می زدنند.

     

    2.       تنبیه

     

    فصل اول: تنبیه تعمیم یافته

     

    از پایان سده هفدهم جرم های خشن جای خود را به دزدی و کلاهبرداری داد و مجرم عصبی و فقیر زیرک و حسابگر، و گروههای بزرگ تبهکار به گروههای کوچک تبدیل شد و اینها همه قبل از ملایم شدن قوانین بود. در 1789 کیفرها تعدیل شد و شکنجه لغو گردید و به طور خلاصه تعذیب تحمل ناپذیر شد. تا قبل از این مرز قانون شکنی قابل تسامح و جرم شفاف نبود. اما ارتقاء سطح زندگی، رشد شدید جمعیت و افزایش ثروت و مالکیت رخ داد و بحران قانون شکنی مردمی آغاز شد که خواهان تنبیه بود ونیاز به امنیت برا ایجاد می کرد. افزایش جرم و دادخواست ها قضات را به ستوه آورده بود.

     

    ملایم شدن کیفرها نه برای احترام به انسانیت مجرم بلکه برای متناسب کردن سازوکار قدرت با شرایط جدید و از بین بردن تمرکز قدرت بود و به همین منظور کنترل ها فشرده تر شد. کثرت مراجع ضامن عدالت، تفاوت در آیین دادرسی، تعارض درونی بر سر صلاحیت، منافع سیاسی و اقتصادی مراجع و دخالت قدرت سلطنتی نواقص عدالت کیفری بشمار می رفت که موجب بی قاعدگی عدالت می شد. اصلاح قدرت شاه و از بین بردن جواز قانون شکنی ها، وضع قوانین جدید را ضروری ساخت که موجب جدا شدن دادگاهها شد. مجرم دشمن جامعه و شاه مدافع جامعه محسوب شد. به جای بزرگی جرم و کیفر باید به اثرات جرم و مجازات توجه می شد. قواعد قدرت تنبیه: 1. فزونی نفع پرهیز از نفع ارتکاب جرم. 2. تصور کیفر باید به حداکثر برسد نه خود کیفر. 3. اثر کیفر بر ذهن مردم مهم تر از مجرم است 4. قوانین باید روشن، مکتوب و منتشر شده باشد و مجازات باید قطعی و مجرم قبل از اثبات جرم بی گناه تلقی شود. و حق عفو پادشاه باید لغو شود. 5. قوانین دقیق جرم ها را طبقه بندی کنند.

     

     فصل دوم: ملایمت کیفرها

     

    رفع نیروی محرک جرم، به کار گیری نیروی جرم علیه خودش، احیا منفعت از بین رفته، تناسب زمانی جرم و کیفر، انتشار سریع نشانه-مانع ها و سرانجام تبلیغات همگی راهکارهای ایجاد تصور مانع از جرم بود. فراگیر شدن زندان در 1810 رخ داد. اما با وجود این که زندان پر هزینه بود، عده ای با نامه مهر شده شاه زندانی می شدند، زندان کیفر هم به شمار نمی آمد و برای مجرم و مظنون هم یکسان بود، چرا با این سرعت فراگیر شد؟ زیرا بر اعتبار الگوهای زندان در عصر کلاسیک (راسپ هویس 1569، هان وی 1775 و فیلادلفیا 1790) افزوده شد. در 1749 کشف شد که تبهکاران افراد بیکار هستند برای همین کار در انزوا و همراه با انضباط و دستمزد برای زندانی ها و تامین هزینه های زندان تدبیر شد. و مدت زندان با زمان اصلاح متناسب شد. ثبت رفتار زندانیان در 1795، دسته بندی زندانیان در 1797 موجب شکل گرفتن دانشی فردی شد. در پایان سده هجدهم سه تکنولوژی قدرت وجود داشت که عبارت بودند از:1. تنبیه در حقوق سلطنتی 2. نشانه ها و تصورات از حقوق دانان اصلاح گر و 3. اجبار افراد از طویق نهاد حبس. و سوال اساسی این است که چور در نهایت سومین سازوکار پذیرفته شد.

     

    3.       انضباط

     

    فصل اول: بدن های رام

     

    بدن همیشه ابژه قدرت بوده اما در سده هجدهم اتفاق جدیدی افتاد بر هر جزء بدن کار مستقل می شد، کارایی به جای نشانه ها مورد توجه قرار گرفت و فرایند به جای نتیجه مورد کنترل قرار گرفت. این روش های دقیق کنترل انضباط نامیده شد که کارکرد آن ساختن بدن هایی مطیع و نیرومند در اقتصاد و ضعیف در سیاست بود. این فرایند خرد خیلی زود در کالج ها، مدارس، بیمارستان ها و ... به کار گرفته شد.

     

    نخستین اقدام انضباط توزیع افراد در مکان ها از طریق تکنیک های زیر بود: 1. ایجاد حصار 2. شبکه بندی، جای اختصاصی برای هر فرد (بهره گیری از یک روش قدیمی معماری و دینی ) 3. توزیع در مکانی که بتوان افراد را مجزا و نشانه گذاری کرد. 4. قابلیت جایگزینی و تعویض با یکدیگر. این جدول ها که جمعیت های درهم را منظم می ساخت، در سده هجدهم هم تکنیک قدرت بود و هم تکنیک دانش.

     

    انضباط روش خود را از فرقه های مذهبی گرفت و با اصلاحاطی آنها را ظریف تر (محاسبه ثانیه ها)، تجزیه عمل و تطبیق آن بر زمان با ترتیبی خاص، برقرار کردن بهترین رابطه میان یک حرکت و وضع بدن به عنوان شرط کارایی و سرعت این حرکت، تعریف رابطه بدن با شیء (مراحل پیشفنگ)، جایگزینی اصل سلبی عدم جواز اتلاف وقت به اصل ایجابی استفاده همه جانبه از زمان. با جایگزینی بدن مکانیکی (ابژه قدیم) به جای بدن طبیعی (ابژه جدید)، بدن به آماج سازوکارهای نوین قدرت تبدیل شد و در معرض شکل های نوین دانش قرار گرفت.  

     

    آموزش خانه شاگردی در 1667 که ده سال طول می کشید با طراحی یک مدرسه در 1737 دچار تحول شد این مدرسه دارای حضور و غیاب و امکان مقایسه دانش آموزان بود که جایگاه هر فرد را مشخص می کرد. چندی بعد تقسیم زمان (جدا سازی آموزش از عمل)، سازمان دهی این مراتب برای جلوگیری از تکرار، تعیین پایان هر بخش با یک آزمون، تجویز تمرین برای هر فرد با توجه به سطح، پیشینه و درجه او، صورت گرفت که زمان را به محاصره کامل قدرت درآورد و زمینه ترقی جامعه را فراهم ساخت.

     

    مفصل بندی نیروها مثل گردان و دسته در ارتش و ابداع اسلحه فوزی موجب جهش شد. و انضباط توانست با ترکیب نیروها به نیروی مولد بیشتری دست یابد. بدن در رابطه با بدن های دیگر بود و با ترکیب زمان ها کمیت نیرو به حداکثر رسید. نظام دقیق ف رماندهی صورت گرفت که با یک اشاره فرمان صادر و عملی انجام می شد. ارتش یک تکنیک و دانش بود و عصر کلاسیک شاهد تولد استراتژی بزرگ سیاسی و نظامی و همچنین تولد تاکتیک دقیق نظامی و سیاسی بود.

     

    فصل دوم: شیوه های تربیت خوب

     

    قدرت انضباطی تربیت می کند، ترکیب می کند،جداسازی می کند و افراد را هم به منزله ابژه و هم به منزله ابزار اعمال قدرت در نظر می گیرد. ابزار قدرت انضباطی: 1. مراقبت پایگان مند: دیدن پنهانی افراد دانشی نوین را درباره انسان فراهم آورد. الگوی اردوگاهها، نحوه قرار گرفتن چادرها، معبرها و ... همه به نحوی بود که شبکه ای از نگاه ها که یکدیگر را کنترل می کردند را ترسیم می کرد. الگوی اردوگاه ها در شهر سازی، بیمارستان، تیمارستان، زندان و مدرسه ها دیده می شود. معماری ها با هدفت در معرض دید قرار دادن افراد تغییر کرد. و افراد در همه حالات قابل مشاهده بودند. معماری دایره ای با ساختمانی بلند در مرکز برای کنترل نوعی اتوپیای سیاسی را مطرح می کرد. عملکرد مراقبت عملکرد شبکه ای از روابط است که در آن قدرت ها بر یکدیگر استوارند
    ( توزیع قدرت). 2. مجازات بهنجار ساز: انضباط خلا قانونی را پر کرد و کوچک ترین بخش هر رفتار را کیفر پذیر کرد. هر گونه ناتوانی در سازگاری با قواعد انحراف و هر گونه فشار برای سازگاری تنبیه تلقی می شد. به دلیل اصلاح گری مجازات انضباطی، تنبیه از نوع تمرین و هم سنخی آن با تکلیف ارجحیت دارد و در کنار تنبیه پاداش هم وجود دارد. کیفیت سنجی رفتارها به خوب و بد و کمیت سنجی برای معامله پاداش ها و تنبیه ها منجر به تفاوت گذاری میان خود افراد شد و نه اعمال آنها.نشانه هایی برای درجه بندی وجود دارد و ارتقاء یا تنزل درجه به منزله پاداش و تنبیه است که منجر به یکسان سازی(تبعیت از یک قاعده) و فردی سازی(درجه بندی) به طور هم زمان می شد به طور خلاصه هدف تنبیه نه کیفر و نه سرکوب بلکه اصلاح بود. و خاستگاه علوم انسانی همین تکنیک انضباطی است نه عملکرد قضایی. قدرت هنجار از سده ی هجدهم به قدرت قانون، گفتار، متن و سنت اضافه شد. 3. امتحان: امتحان دو ابزار قبلی را ترکیب می کند و جلوه کاملی از جفت شدن مناسبات قدرت و دانش به نمایش می گذارد. پزشک مدیریت بیمارستان را بدست گرفت و رده پرستار به وجود آمد (دگرگونی مناسبات قدرت). قدرت انضباطی نامرئی و فرمانبردار آن رویت پذیر است، به عکس قدرت سنتی. امتحان با وارد کردن فردیت به حوزه اسناد موجب نوآوری هایی شد که به هویت شناسی مربوط بود (شناخت سربازان فراری، بیماران و دانش آموزان). فرد ابژه ای وصف پذیر و قابل مقایسه در گروه شد که موجب پیدایش علوم بالینی شد. وقایع نگاری و تاریخ نگاری انسان نه برای قهرمان کردن بلکه برای منقاد کردن پدید آمد. فردی سازی پادشاهان صعودی و به نسب او و فردی سازی انضباطی نزولی و از رهگذر مراقبت است و همین خاستگاه همه علوم با ریشه روان بود.

     

    فصل سوم: سراسربینی

     

    برخورد با طاعون در پایان سده هفدهم بر اساس اصول زیر بود: شبکه بندی دقیق مکان، حبس مردم در شهر، محله و خانه، بازرسی مداوم (گزارش روزانه گزمه ها به داروغه و داروغه به شهردار)، کنترل ورود و خروج، توزیع غذا و دارو و تعیین پزشک و اعدام سریع متخلفین. طاعون موجب طرح های انضباطی شد و از ابتدای سده نوزدهم تقسیم بندی و فردی سازی در تیمارستان، و ندامتگاه و... به اجرا درآمد. سراسربین (معماری دایره ای با برجی در مرکز) تمام افراد را رویت پذیر می ساخت که موجب منتفی شدن خطر از افراد (محکومان، بیماران، کارگران، دانش آموزان) می شد. سراسربین مکانی است برای تفاوت گذاری و آزمایش روی انسان ها و جداگری باقطعیت و هچنین تحمیل رفتاری خاص به انسان ها. سراسربین به دلیل کاهش اعمال کنندگان قدرت و افزایش افراد تحت قدرت و ممکن ساختن قدرت ذهن بر ذهن و مداخله در هر زمان، کاملا اقتصادی و دارای مقیاسی وسیع است. قدرت با نفوذ در خردترین بنیان های جامعه و پرهیز از شکل های خشن و ناگهانی می تواند مولد باشد و سراسربین قصد نشر انضباط در سرتاسر جامعه را داشت. کاردهای سلبی (دفع خطر) به کارکردهای ایجابی (افزایش فایده مندی) تبدیل شد . سازوکارهای انضباطی با گسترش یافتن به بیرون از موسسه ها جایگزینی پلیس به جای گروههای خصوصی مذهبی، دولتی شد. و همین گسترش بقاعده و تاروپود بی نهایت فشرده ی روش های سراسربینی قدرت تنبیه را تعمیم داد نه آگاهی فراگیر اشخاص حقوقی از قانون. انضباط اصل ملایمت_ تولید_ سود را جایگزین اصل قدیمی مالیات_خشونت کرد. و ابژه را از بدن مجرم به فرد انضباطی تبدیل کرد.

     

    4.       زندان

     

    فصل اول: نهادهای کامل و بی پیرایه

     

    در ابتدای قرن 19 زندان ره آورد تاریخ و نتیجه ترقی اندیشه شمرده می شد. اما بعدها معلوم شد زندان راه حل قبیحی است که گریزی از آن نیست. از آنجایی که زندان منطقه ای رها شده نیست و مسئولیت اصلاح فرد را بر عهده دارد باید از مدرسه و ارتش انضباطی تر باشد. انضباط بی وقفه و مستبدانه همراه با آموزشی فراگیر از ویژگی های زندان است. اصول زندان به این شرح است: 1. جداسازی مجرم از جامعه، همدستان و سایر زندانیان که مانع از همبسته شدن مجرمان و موجب اصلاح فرد می شود. 2. کار روزانه ی با دستمزد که به مرور طبیعت ثانوی فرد می شود و عشق و عادت به کار، حس مالکیت، صرفه جویی و امکان اصلاح را ایجاد می کند. 3. زندان ابزار تنظیم کیفر است (متناسب با اصلاح مجرم). اثر زندان است که تشدید، تخفیف یا توقف تنبیه را تعیین می کند و این به دست مراقبان زندان میسر است نه قضات.دستگاه حبس برای مفید بودن به سه طرح بزرگ متوسل شد: طرح سیاسی_ اخلاقی انزوای فردی، الگوی اقتصادی نیروی بکار گرفته شده درکار اجباری . الگوی تکنیکی_ پزشکی درمان و بهنجارسازی (سلول، کارگاه، بیمارستان).

     

    با رویت پذیری زندانی و یادداشت همه اعمال او توسط مراقب زندان مولد دانش شد. برای تعیین خصلت زندانی به تمام زندگی او توجه شد و غریزه،انگیزش، گرایش و شخصیت فرد نیز در ارتکاب جرم دخیل داده شد، همه این خصوصیات باعث تبدیل مجرم به بزهکار شد. بیوگرافی در تاریخ کیفر مندی متداول شد و گفتمان کیفری و گفتمان روان پزشکی در هم آمیخت. توجه به غریزه و شخصیت در جرم، نوعی جانورشناسی و قوم نگاری شکل گرفت. و گونه شناسی بزهکاران موجب دسته بندی آنها به محکومان باهوش، کم هوش و منفعل و کودن شد که جرم شناسی را ممکن ساخت. زندان، تکنیک ندامتگاه را ایجاد کرد و این تکنیک شخصیت بزهکار را آفرید که او با انتقام از عدالت قاضی را وادار به سکوت و جرم شناس را به سخن واداشت.

     

    فصل دوم: قانون شکنی و بزهکاری

     

    نقدهای زندان: 1. زندان نرخ جرم را پایین نمی آورد. 2. بازداشت موجب تکرار جرم می شود. 3. زندان بزهکار تولید می کند. 4. زندان یک گروه همبسته و سازماندهی شده تبهکار درست می کند. 5. تبعید زندانیان پس از آزادی مانع یافتن کار و تکرار جرم می شود. 6. زندان با فقیر کردن خاواده زندانی بزهکار تولید می کند. 7. هزینه درونی زندان و هزینه بزهکاری هایی که زندان قادر به کنترل آنها نیست یک اشتباه اقتصادی است. پاسخ این نقدها ثابت بود و آن این که این تکنیک ها باید اصلاح شود و یا این که اصلاحت خوب صورت نگرفته است. قواعد ندامتگاهی به این شرح بود: 1. هدف اصلی اصلاح است. 2. زندانیان باید طبقه بندی و توزیع شوند. 3. کیفرها باید با میزان اصلاح تنظیم شود. 4. کار اجباری با مزد باید برای زندانی وجود داشته باشد. 5. زندانی باید آموزش حرفه ای و عمومی ببیند. 6. زندان باید تحت کنترل فرد متخصص (پزشک). 7. کنترل و کمک پس از آزادی هم باید ادامه یابد.

     

    زندان، شکست و اصلاحات آن توالی زمانی ندارند بلکه در هم آمیخته اند. اما چرا با وجود شکست زندان تداوم می یابد؟

     

    زندان برای حذف جرم در نظر گرفته نشده است بلکه جرم را مدیریت می کند و کیفرها را تفاوت گذاری می کند. در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 قانون شکنی های مردمی در ابعاد ختلف توسعه یافت. و این به خاطر رهبری مجرمان نبود بلکه به دلیل سخت گیری زیاد دولت، مالکان و کارفرمایان بود. قانون به نفع عده ای و علیه عده دیگر نوشته شده بود و با زبان طبقه فرادست مطابق بود که موجب مبهم شدن برای طبقه فرودست بود. و در دادگاه یک طبقه اجتماعی و نه کل جامعه به قضاوت می نشست. زندان شکلی از قانون شکنی را برجسته و شکل دیگر را مخفی می ساخت. شاید دلیل بقاء زندان این باشد که زندان با تولید بزهکاری که نوعی قانون شکنی کم خطر است اصلا شکست نخورده است.

     

    مزیت های ساماندهی بزهکاری: 1. کنترل پذیر بودن بزهکاری. 2. استفاده مستقیم از بزهکاران در مستعمرات. 3. استفاده سیاسی از بزهکاران (جاسوس، خبرچین، پلیس مخفی) 4. بزهکاری ابژه و ابزار پلیس برای مراقبت کل عرصه اجتماع. پلیس مجرم را به زندان می دهد و زندان از او یک بزهکار می سازد که این بزهکار خود نیروی کمکی برای پلیس محسوب می شود.

     

    اما در راستای تلاش برای نفی تبعیض علیه مجرم فقیر و مجرم طبقات فرادست، نظریات سیاسی شکل گرفت که از جمله آن نظریه سیاسی پیروان شارل فویه است که جرم را معلول تمدن و سلاحی علیه آن می شمارند، وجود جرم را نشانه سرکوب ناپذیری طبیعت انسان می دانند و معتقدند نه تنها جرم یک ضعف یا یک بیماری نیست بلکه نیرویی است که قانون را حقیر می شمارد. و جرم ابزاری سیاسی است برای آزادی جامعه.

     

    فصل سوم: حبس

     

    پایان شکل گیری نظام حبس 22 ژانوی 1840 یعنی روز گشایش رسمی دارالتادیب متره است. متره شدیدترین نوع سازمان انضباطی بود که از پنج الگوی خانواده، ارتش، کارگاه، مدرسه و الگوی قضایی پیروی می کرد. در سال 1348 در اوج شورش زندانیان دارالتادیب متره کاملا آرام بودند. تولد روان شناسی مربوط به این دوره است.

     

    حبس تکنیک ندامتگاهی را به سرتاسر جامعه انتقال داد که نتیجه های زیر را در پی داشت: 1. یک درجه بندی پیوسته ایجاد شد که از بی نظمی تا جرم را رتبه بندی می کرد. یک مدلول مشترک میان سنگین ترین جرم و کوچک ترین بی قاعدگی برقرار شد و آن انحراف و نابهنجاری بود. این مدلول همان کارکردی را از لحاظ معنایی تعمیم می دهد که حبس از لحاظ تاکتیکی تعمیم می دهد. آن فردی که زمانی دشمن شاه و زمانی دیگر دشمن اجتماع خوانده می شد اکنون منحرف نامیده می شد. 2. در سده 19 مکان هایی که برای جرم امن بود تحت سیطره انضباط های سخت قرار گرفت و از همین رهگذر بزهکاری پدید آمد. مجرم از یک سو طرد شده از سوی دیگر بکار گرفته می شود. او در دل قانون جای دارد که همان حبس است و زندان فقط مرتبه ای بالاتر از حبس است. 3. نظام حبس قدرت تنبیه را طبیعی و مشروع کرد و آستانه تسامح را پایین آورد. زندان کاری را ادامه می دهد که در جای دیگری آغاز شده است. 4. شکل نوینی از قانون برجسته شد که آمیزه ای از قانونمندی و طبیعت بود یعنی هنجار. این امر تجزیه درونی قدرت قضایی و فراگیر شدن قدرت بهنجار ساز را به دنبال داشت که قضات آن معلم، پزشک و ... بودند. 5. بافت حبس_بنیاد با روش ها خود (تثبیت، توزیع و ثبت ) موجب توسعه امتحان شد. امتحان تمام جامعه را در بر گرفت و همین موجد علوم انسانی شد. 6. زندان صرفا یک ابزار سرکوب یا طرد برای دولت نیست بلکه در عمق سازوکارها و استراتژی های قدرت رسوخ کرده است. برای همین اصلاح و تغییر آن دشوار است.  البته دو فرایند تقلیل کارکردهای بزهکاری و انتقال کارکردهای قضایی به شبکه های انضباطی می تواند زندان را محدود کند.

     منبع: http://sociogroup.parsiblog.com/-312265.htm

     

    مطالب مرتبط:
    نویسنده: admin   -   تاریخ ارسال: 20 دی 1388   -   بازدید ها: 1 983   -   نظرات (1)
    21/10/1388 - 14:17
    نظر: fatemeh n


    گروه کاربری: عضو سايت
    تعداد مطالب: 1
    تعداد نظرات: 9

    قبلا ازمطالب می شد پرینت گرفت ولی چند روزیست که امکان این کار وجود ندارد..خواندن مطالب طولانی از صفحه کامپیوتر سخت وزمان بر ست اگر امکان پرینت را دوباره باز کنید ممنون می شوم.

      |     |     |  
    پیام سیستم
    برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
    All Right Reserved By Psiran.com © 2010
    Powered By Datalife Engine
    Main Page   .   Register   .   Rules   .   Sitemap   .   RSS   .   Contact us