///// سخن روز   /////////////////////////////////



///// منوی اصلی   //////////////////////////////

کاربر گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما از طرف گروه پی اس ایران؛ برای استفاده از امکانات سایت لازم است عضو آن شوید. لطفا پیش از عضویت، قوانین سایت را به دقت مطالعه فرمایید.

◊ صفحه اصلی ◊ قوانین سایت ◊ عضویت در سایت ◊ تماس با ما ◊ نقشه سایت ◊ RSS v2.0


///// پنل کاربری   ////////////////////////////////



بازیابی رمز عبور ... ؟
ثبت نام در سایت ... ؟


///// آخرین مطالب   /////////////////////////////



    ///// برترین مطالب   /////////////////////////////



    ///// نظر سنجی   ///////////////////////////////



    ///// سایت های مفید   /////////////////////////

    گروه پی اس ایران از تبادل لینک با سایت های مرتبط استقبال می کند.

    » انجمن جهانی روانکاوی
    » ملانی کلاین تراست
    » جامعه بالینت
    » لکان دات کام
    » سایت نیلسون روانشناسی دین
    » انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
    » انجمن روانشناسی ایران
    » انجمن روانکاوی بریتانیا
    » فدراسیون جهانی آموزش روانکاوی
    » فدراسیون جهانی رواندرمانی
    » فدراسیون اروپایی رواندرمانی تحلیلی
    » بالبی سنتر
    انجمن بریتانیایی رواندرمانی و مشاوره
    » زیر شاخه های انجمن روانشناسی امریکا
    » گروه امریکایی انجمن رواندرمانی
    » جامعه رواندرمانگران تاویستوک
    » انجمن رواندرمانی امریکا
    » جامعه پژوهش در رواندرمانی
    » روانشناسی وجودی
    » انجمن انسانگرایی امریکا
    » انجمن انسانگرایی بریتانیا
    » انستیتو ویکتور فرانکل
    » کن ویلبر
    » سایت نیلسن روانشناسی دین
    » سایت آلبرت الیس
    » کاریزما مشاور
    » انجمن فارسی سره


    ///// بایگانی مطالب   ///////////////////////////

    • 0
    اختلال تبدیلی: سبب شناسی

    سبب شناسی: Etiology

     عوامل روانکاوی: اختلال تبدیلی در اثر واپس زدن تعارض درون روانی ناخودآگاه و تبدیل اضطراب به یک نشانه جسمی ایجاد می شود. تعارض بین یک تکانه غریزی(مثل پرخاشگری یا جنسی) و موانع آشکار شدن آن ایجاد می شود. نشانه ها امکان ابراز نسبی میل یا آرزوی ممنوع را فراهم می سازد اما آنقدر آنرا تحریف می کند که بیمار می تواند از مواجهه خودآگاه با تکانه های نامقبول خود دوری جوید.

    نشانه ی اختلال تبدیلی ارتباط نمادینی با تعارض ناخودآگاه دارد. این نشانه ها بیمار را قادر می سازد به دیگران چنین القاء کند که وی نیاز به توجه ویژه و درمان بخصوصی دارد. این نشانه ها ممکن است به صورت ابزاری غیر کلامی برای کنترل یا بازی دادن دیگران درآیند.

    عوامل زيستي: متابوليسم نيمكره غالب كاهش و متابوليسم نيمكره مغلوب افزايش مي يابد اختلال ارتباط بين دو نيمكره است. علائم ممكن است بر اثر برانگيختگي بيش از حد قشري ايجاد شوند كه حلقه هاي پسخوراند منفي بين قشرمخ و تشكيلات شبكه اي ساقه مغز را قطع مي كند.

    توجيه نقايص حسي بيماران: افزايش برونداد كورتيكوفوگول مانع از آگاهي بيمار از احساس هاي جسماني مي شود. در برخي از بيماران آزمون هاي عصبي رواني نشان دهنده اختلال در ارتباط كلامي، حافظه، گوش بزنگي، ناهماهنگي عاطفي و توجه است.(كاپلان و سادوك،1994)

    در تحقيقي، اختلال هاي خلقي اساسي و استرس هاي محيطي شديد، بخصوص مورد سوء استفاده قرار گرفتن، بيشتر از هر عامل ديگري باعث بوجود آمدن حملات تشخيصي در كودكان و بزرگسالان مي شود كه در مورد هر بيماري بايد مد نظر قرار بگيرد.

    پویاییهای اختلال

     زير گروهی از كودكان با اضطراب جدايي و ترس از مدرسه مشكلات شديد روانپزشكي و استرسورهاي رواني- اجتماعي را در حد متوسطي داشتند تشخيص معرف با EEG، همراه با ارزيابي روانشناختي فوري و درمان، ممكن است باعث رهايي اغلب كودكان و بزرگسالان از شبه تشنج شود(ويلي[1] و همكاران،1999).

    در تحقيقي، بيماران مبتلا به اختلال تبديلي، نمرات بالاتري را نسبت به بقيه بيماران در مقياس پاتولوژي و اختلال شخصيت داشته اند.(بيركت[2] و همكاران،2002)

    در تحقيقي كه در مورد اختلالات روانپزشكي، شخصيت و تجارب تروماتيك در اختلال تبدیلی نوع تشنجی بیماران غیرصرعی انجام شد مشخص شد که تجارب تروماتیک كودکی در سايكوپاتولوژي حالات و شخصيت مي تواند تاثير گذار باشد. در اين تحقيق از 17 بيمار كه از طريق EEG اختلال تبديلي نوع تشنجي، تشخيص داده شده بودند استفاده شد. ابزار تحقيق يك مصاحبه ساختاري كلينيكي(SCID-DSM-III-R) يك مقياس از متغيرهاي شخصيتي(MMPI) و يك مصاحبه طرح ريزي شده براي مجموعه اطلاعات در تاريخچه فردي و تاريخچه تروماهاي كودكي، مورد استفاده قرار گرفت. نتايج نشان داد كه بيشتر از 70% از نمونه زمينه تظاهر دو يا بيشتر از دو تشخيص را در محور يك و حداقل يك اختلال شخصيت را در محور دو نشان مي داد. زير گروه، تجارب تروماتيك كودكي را از نظر كلينيكي بيشتر نشان دادند و اين در مقياس MMPI، درجه بالاي نمره PT و PD بود و اين درجات و نمرات در افرادي كه حوادث تروماتيك كودكي نداشتند پايين تر بود. اين تحقيق نشان داد كه شبه تشنج ها مي تواند متاثر از ژنتيك فرد، تجارب تروماتيك كودكي(با سطوح مختلف شدت و تفاوت) و آمادگي هاي شخصيتي بوجود بيايند و به طور معناداري بروز نمايند(پرز[3] و همكاران،2002).

    در تحقيقي كه در مورد سوء استفاده از كودكان و رابطه اش با بروز اختلال تبديلي انجام شد اين رابطه مپیدا شد كه بين اختلال تبديلي و تروماهاي كودكي يك رابطه عميق وجود دارد و شواهد بالینی از اين یافته حمايت مي كنند. روش اين تحقيق شامل، 54 بيمار با اختلال تبديلي و 50 نفر با اختلالات خلقي به عنوان گروه مقایسه(كه با آنها همتا شده بودند) مي شد. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه ساختار یافته، مقیاس تجربه گسستی[4] و پرسشنامه بیست ماده ای گسست شبه جسمانی[5] را در بر مي گرفت مي شد.

      نتايج نشان داد كه بيماران با اختلال تبديلي وقوع بالاتري از سوء استفاده جنسي- جسمي را نشان می دهند و شمار زیادی از آنها در دوره هاي طولاني مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته اند. همچنین، آنها نسبت به گروه مقایسه بیشتر زناي با محارم را تجربه كرده بودند.

      افزون بر این، در گروه بيماران اختلال تبديلي، كژ كاري والدين- بيشتر مادر و پدر- ارتباط بالاتري را با مقياس تجارب تجربه اي و پرسشنامه اختلال سوماتوفورم نشان دادند. در نهايت بين آسيب هاي كودكي و اختلال تبديلي ارتباط معناداري بدست آمد.(رولوفز[6] و همكاران،2002)

    در كودكان، علائم اختلال تبديلي به طور تقليدي نمايش داده مي شوند و اين علامت ها با مشكلات و مسائل مربوط به سلامتي در كل خانواده و مدرسه كودك افزايش مي يابند. كژ كاري كودك ممكن است با داشتن يك الگوي آناتوميكي از درون ارگانهاي متاثر شده، ارتباط داشته باشد براي مثال كودكي كه در معرض بي حسي يا درگيري كامل يك عضو يا فلج(به دنبال آسيب عضوي و يا تصادف) يا سرفه هاي مزمن و سينه درد مزمن به دنبال آنفلوآنزا قرار بگيرد يا دچار حملات صرعي بشود، اين علائم را ممکن است همچنان در غياب آن آسيب،نیز ادامه دهد و تقليد كند. این ادامه علائم همراه با یک بیماری مشخص جسمی در نوع خود جالب توجه است.

     رايج ترين اصطلاح براي چنین وضعيت هایی شامل (post-viral fatigue syndrome) يا (myalgic encephalomyelitis) مي باشد. اين نشانگان ها به کودک اجازه مي دهند كه از يك موقعيت ترس آور يا موجد تعارض اجتناب کند. به خصوص در سركوب، پرخاشگري، وابستگي و ديگر هيجان هاي قوي كه اغلب با ممنوعيت ابراز آنها از سوي والدين و خانواده مواجه مي شوند(لانگادو و همكاران،1999).

     به عبارت دیگر، کودک در هنگام بیماری توجه ویژه ای دریافت می کند که به خاطر اینکه در فرآیند بیماری جسمی قربانی و مفعول است از سوی والدین مورد توجه است. اما در موقعیت هایی نظیر امتحان نهایی مدرسه مسوولیت متوجه اوست در چنین وضعیتی کودک برای فرار از تنبیه و غضب والدین به ناگاه علائمی شبیه بیماری قبلی تولید می کند. همگامی و همراهی بدن با روان در نوع خود بی نظیر است. چنین کودکانی در آینده گاوصندوق مالامالی برای سیستم پزشکی می شوند.

    گردآوری و تالیف:احمدرضا محمدپور



    [1] -Wyllie

    [2] - Birket

    [3] - Perez

    [4] - Dissociative Experiences Scale

    [5] - 20-item Somatoform Dissociation Questionnaire

    [6] - Roelofs

    مطالب مرتبط:
    نویسنده: admin   -   تاریخ ارسال: 19 دی 1388   -   بازدید ها: 2 100   -   نظرات (0)
    پیام سیستم
    برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
    All Right Reserved By Psiran.com © 2010
    Powered By Datalife Engine
    Main Page   .   Register   .   Rules   .   Sitemap   .   RSS   .   Contact us