///// سخن روز   /////////////////////////////////



///// منوی اصلی   //////////////////////////////

کاربر گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما از طرف گروه پی اس ایران؛ برای استفاده از امکانات سایت لازم است عضو آن شوید. لطفا پیش از عضویت، قوانین سایت را به دقت مطالعه فرمایید.

◊ صفحه اصلی ◊ قوانین سایت ◊ عضویت در سایت ◊ تماس با ما ◊ نقشه سایت ◊ RSS v2.0


///// پنل کاربری   ////////////////////////////////



بازیابی رمز عبور ... ؟
ثبت نام در سایت ... ؟


///// آخرین مطالب   /////////////////////////////



    ///// برترین مطالب   /////////////////////////////



    ///// نظر سنجی   ///////////////////////////////



    ///// سایت های مفید   /////////////////////////

    گروه پی اس ایران از تبادل لینک با سایت های مرتبط استقبال می کند.

    » انجمن جهانی روانکاوی
    » ملانی کلاین تراست
    » جامعه بالینت
    » لکان دات کام
    » سایت نیلسون روانشناسی دین
    » انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
    » انجمن روانشناسی ایران
    » انجمن روانکاوی بریتانیا
    » فدراسیون جهانی آموزش روانکاوی
    » فدراسیون جهانی رواندرمانی
    » فدراسیون اروپایی رواندرمانی تحلیلی
    » بالبی سنتر
    انجمن بریتانیایی رواندرمانی و مشاوره
    » زیر شاخه های انجمن روانشناسی امریکا
    » گروه امریکایی انجمن رواندرمانی
    » جامعه رواندرمانگران تاویستوک
    » انجمن رواندرمانی امریکا
    » جامعه پژوهش در رواندرمانی
    » روانشناسی وجودی
    » انجمن انسانگرایی امریکا
    » انجمن انسانگرایی بریتانیا
    » انستیتو ویکتور فرانکل
    » کن ویلبر
    » سایت نیلسن روانشناسی دین
    » سایت آلبرت الیس
    » کاریزما مشاور
    » انجمن فارسی سره


    ///// بایگانی مطالب   ///////////////////////////

    • 100
    یونگ و نمادپردازی دینی، مایکل آرگایل
      


     

     «یونگ و نمادگرایی مذهبی[1]»

    ترجمه احمدرضا محمدپور*

    در آغاز اندیشه‏ های یونگ شبیه افکار فروید بود وی نیز انگاره‏های مذهبی را به مثابه فرافکنی‏های نقشینه ‏های والدینی می‏دید. لیکن تمام این اندیشه ‏های با کشف ناهشیار جمعی دستخوش دگرگونی شد. او دیگر به مذهب بصورت یک روان آزردگی نمی‏نگریست، بلکه آن را چیزی می‏پنداشت که تحول شخصیت به آن محتاج است. یونگ براساس سکس نمی‏اندیشید، زیرا زیست مایه[2] را بسیار گسترده تر از آن می‏دانست. وی تصاویر خدا را مبتنی بر پدر فردی در نظر نمی‏گرفت، بلکه به جای آن یک کهن الگوی پدر همگانی را مطرح کرد. برخلاف فروید، یونگ از مذهب طرفداری می‏کرد و بر این باور بود که تجارب مذهبی، حسی اصیل هستند و جامعه نیازمند مذهب است.

    کشف اصلی یا اندیشه نوین او این بود که زمینه‏ها یا موضوعات مشترک معینی بین خواب دیده‏های بیمارانش با شماری از اسطوره‏های جهان و مفاهیم مذهبی یا کیمیاگری وجود دارد. بعدها یونگ دریافت که‏این زمینه‏ها در آثار هنری نیز جلوه گر است(1968). او بر این باور بود که خواب دیده‏ها[3] اغلب دارای لحظاتی ملکوتی[4]  هستند که احساسی از تقدس را در بردارند.

    وی ریشه آنها را در ناهشیاری می‏دانست و می‏پنداشت که برخی از بیمارانش دارای اندیشه‏ها و خواب دیده‏هایی هستند که نمی‏تواند برخاسته از تجربه عادی و معمولی روزمره باشد. روش یونگ برای مطالعه مذهب و اسطوره، بررسی خوابدیده‏های بیماران و یادداشتهای تاریخی بود. هر کسی که دارای چنین خواب دیده‏هایی بوده باشد با آشنایی اجمالی با مذهب بدوی یا بازدید از یک گالری هنری این مطلب را تصدیق خواهد کرد که نمادهایی شبیه‏این خوابدیده‏ها رایج و در برخی از موارد بازگشت پذیر و تکرار شونده هستند. با این حال، یونگ ملاکهایی را به منظور قطعیت بخشیدن به هر یک از کهن الگوهای همگانی تعیین نکرد و اندیشه‏هایش از این حیث از راه شیوه‏های علمی‏متداول غیر قابل آزمون است. از طرف دیگر اندیشه‏های او از سوی متفکران مذهبی با اقبال زیادی روبرو شده و در آداب عبادی[5] و همچنین در روان درمانگری استفاده‏ی گسترده‏ای یافته‏اند.کرک[6]  (1970) از بررسی اسطوره‏ای دنیای باستان و جوامع ابتدایی، نتیجه گرفت این موضوعات به هیچ وجه جهانی و عالم گیر نیستند. و وقوع آنها را می‏توان به روش دیگری غیر از متوسل شدن به ناهشیار جمعی نیز توجیه کرد. آنها می‏توانند بازتابی از تجارب متداول انسانی مانند مادر، پدر، تولد، مرگ و امثال آن، یا ناشی از گوناگونی میان فرهنگهای موجود باشند. بیمارانی که خواب دیده‏هایی با این محتواهای جالب گزارش کرده‏اند ممکن است افرادی بوده‏اند که به خوبی آموزش دیده و دانش کمی‏هم در مورد تعبیر خواب دیده‏ها داشته‏اند. هیچ روش معتبری برای تصمیم گیری در مورد کهن الگوهای موجود یا نمادهای آنها وجود ندارد. آیا کهن الگوهایی برای عشق، همسری، دوستی و گروه، خانه و خانواده، کار و پیشرفت بعنوان موضوع‏های اصلی هستی بشر وجود دارد؟

    ناهشیار شخصی، همچنان که فروید می‏گفت، مرکب از خاطره‏های فراموش شده و سرکوب شده است که برخی از آنها که جدا مانده و بریده شده از شخصیت هستندریشه در عقده‏ها دارند، و فروید آنها را سرچشمه‏ی روان آزردگی می‏دانست. ولی یونگ آنها را سرچشمه رشدی نوین[7]         می‏دانست و ادعا می‏کرد که توسط آزمون تداعی واژه می‏توانیم به آنها دست یابیم(1918). در زیر ناهشیار فردی ناهشیار جمعی قرار دارد. محتوای ناهشیار جمعی متفاوت از آن چیزی است که توسط فرد تولید می‏شود؛ و ممکن است چون دانشی افزوده و واجد قدرتی خاص باشد که از خارج شخص آمده و نیرویی هیجانی دارد. ناهشیار جمعی حاوی تصاویر ازلی[8] مشتق از دوره ماقبل تاریخ بشر است(تا اندازه‏ای شبیه غرایز).این کهن الگوها در مواجه شدن و تجربه دنیای اطراف به طریقی که نیاکان ما پاسخ می‏دادند عمل می‏کند(پالمر،1997). آنها چیزی شبیه عقاید افلاطونی یا طبقه‏های پیشین کانت هستند. کهن الگوها به طور مستقیم شناخته نمی‏شوند اما با کمک نمادهایی که مشتق از فرهنگ و تجربه شخصی هستند می‏توان به آنها دست یافت. آنها اشکالی انتزاعی هستند که در فرد آمادگی نسبت به‏اندیشه‏های اسطوره‏ای جهان، خواب دیده‏ها، پندارها و باورهای مذهبی را در هنگام شکل گیری توسط تأثیرهای فرهنگی ایجاد می‏نمایند. پدر(برخلاف پدر فرد) نمادی است دارای ماهیت و جوهره کلی تر و سرچشمه‏ای از قدرت جادویی[9] که به اشکال مختلف نمادسازی می‏شود.


     
    کهن الگوها [10]

     کهن الگوها از نظر یونگ قلمرو مذهب[11] هستند و از رهگذر خواب دیده‏ها در دسترس قرار می‏گیرند.

    خورشید توسط شیر، طلا و سلطان نمادسازی می‏شود و نیروی زندگی و تندرستی را نشان می‏دهد. این نماد در برخی مذاهب بدوی پرستش می‏شده و ما قادریم بدانیم که چرا این نماد دارای بعد کهن الگویی است. سایر نیروها و انرژی‏های جهان گستر دیگر نظیر طلوع و غروب، فصول، زندگی و مرگ، سفر شبانگاهی[12] به عمق دنیای روانی گواه آن است.

    مادر نماد مراقبت و هم حسی، باروری و تولد مجدد و نیز خانه مرده‏ها[13] [خانه مرده در داستانهای یونان باستان] است. مادر به طرق مختلف نمادسازی می‏شود: رب النوع‏ها، دوشیزه، دریا، شب و ماه و نیمه خبیثش که با ژرفای آب و آرامگاه مشخص می‏شود.

    پدر همانند آن چه گفته شده است، لیکن کهن الگوهای نرینه دیگر مثل پیرخردمند[14] نیز وجود دارد. این جایگاهها برای فهم، معنایابی و کیفیت‏های اخلاقی بوده و با یک موبد، استاد و امثال آن نمادسازی می‏گردد.

    کودک نشانگر ریشه‏های زندگی، رشد و "تحقق خود"[15] و نمادهای آن برای رشدی شگفت انگیز به شکلی بالقوه مستتر است. نمادهای کودک می‏تواند، میمون، تکه سنگ قیمتی یا توپی طلایی باشد.

    گنج با یاقوت یا شیء ارزشمند دیگر نمادسازی می‏شود و گاهی اوقات بوسیله یک مار یا اژدها در غاری محافظت می‏شود. با این وجود رسیدن به گنج، در حقیقت تحقق خود، رستگاری یا اکتشاف خویشتن است.

    خود[16] که بازنمایی کننده ی[17] خداست، کهن الگوی تمامیت، انسجام و کمال شخصیت است. ثمره فردیت یافتگی، هشیاری‏و ناهشیاری‏را در برمی‏گیرد‏و‏حاوی تعادل بین تضادها در  شخصیت است. "خود" می‏تواند از نظر هندسی در ماندالا، پادشاهان و ملکه‏ها، تصاویر یا نقشینه‏های مذهبی مثل خدایان یارب النوع‏ها، مسیح و بودا، و یا توسط حیواناتی چون اژدها یا شیر، سنگ کیمیاگری و یا جام مقدس[18] ظاهر شود. یکی از بیماران یونگ 400 خواب دیده را گزارش کرد که از میان آنها 71 خواب دیده ماندالای چهارگوشه را در برداشت. این نمادهای متفاوت همگی قائم به یک کهن الگو است که خدا و در عین حال مرکز "خود" می‏باشد. کهن الگوها خود و خدا ارتباط تنگاتنگی دارند: "خود" خدایی در درون ماست، خدایی که در همه جا حاضر است، و برای ارواحی که در باطن ما هستند قابل دسترسی است(برایان،41:1983).

    سایه بخش سرکوب شده و ناهشیار شخصیت است و با ابلیس، مار یا گناه اول نمادسازی می‏شود. سایه نقطه مقابل نقاب[19] است که در قبال انتظارهای اجتماعی انطباق نشان می‏دهد.

    آنیما در مردان، بخشی زنانه است، بخشی از سایه که اول بار از مادر مشتق شده و بخشهای خوب آن با قدیسه‏ها و پریان(فرشته‏ها)، و گونه‏های بد آن با روسپی‏ها نمادینه می‏شود. برای زنان سایه حامل آنیموس است که با گستره‏ای از انواع نرینه نمادینه می‏گردد.

     یونگ و برخی باورهای مسیحی[20]

     یونگ موافقت زیادی با مذهب داشت و چنین می‏پنداشت که تجارب مذهبی می‏توانند به صورت ظاهری حاصل شوند، ولی، او همه آنها را بصورت نمادهای کهن الگویی می‏دید.

    خدا یک کهن الگو است، بخشی ناشناخته از ناهشیار جمعی که از رهگذر نمادها تجربه می‏شود این کهن الگو را می‏شود در گستره‏ای از تاریخ ادیان مثل مسیحیت و مذهب بودا، شاهان و ملکه‏ها، اژدها و سایر حیوانات دریافت. خدا با تجارب مذهبی ملکوتی شناخته می‏شود.

    تثلیث[21]: یونگ مشاهده کرد که مجموعه مشابهی از خدایان سه تایی در مذاهب مختلف پیدا می‏شود. ولی او بر این باور بود که یک الگوی چهارگانه متقارن(تربیع) نیز وجود دارد که آن را کامل تر می‏سازدو آن عبارت از ماندالا است. ضلع چهارم می‏تواند اهریمن[22] و یک سایه، که رشد بیشتری را در "خود" میسر می‏سازد یا مونث[23] باشد. به‏این ترتیب وی جایگاه مریم مقدس را در کلیسای کاتولیک به رسمیت شناخت.

    عشاء ربانی[24]: یونگ فهمید که‏این مراسم دارای نمادی بسیار عمیق است؛ زیرا آثار و تجلی‏های آن به شمن گرایی اولیه بر می‏گردد، مثل آیین‏های مرموز و قربانی‏های خدایان در مراسم تولد مجدد و باروری کشتزارها. نقطه عشاء ربانی مسیحیت یادآور این است که خدا پسرش را فرستاد تا قربانی شود؛ معهذا، پسر] پس از قربانی شدن[ دوباره برخاست و همانند او شرکت کنندگان در عشاء ربانی خودخواهیشان را قربانی می‏کنند و بخشی از "من"[25] را می‏شکنند، تا "خود" شان را متحول نمایند(1954).

    مسیح: برای یونگ کهن الگوی "خود" است که متناظر[26] با خداست. مسیح یکی از نمادهای اصلی"خود" است که در کنارش سنگ کیمیاگری را نیز دارد و به گونه‏ای کامل و مطلق دیده می‏شود. ولی تنها تا وقتی که سایه نداشته باشد. جدایی مسیح از خدا در تولدش، نمادسازی جدایی انسان از والدینش است. مرگ مسیح نمادی از قربانی کردن "من" یا راه رسیدن به تکامل است.

    اصول تعبدی مذهب[27]: این اصول از تجارب مذهبی برخاسته و با آدابی که منجر به جلوگیری از تجارب مذهبی اضطراب آور  می شوند مشخص می‏گردد. پروتستانیسم، اصول تعبدی و آداب کاتولیک را رها نموده و به صورت یک انسان عصر تجدد، در حالت بی قراری و ترس به سر می‏برد(1938).

    طی طریق معنوی[28]: تفرد[29]، و انسجام شخصیت "تحقق خود" نامیده می‏شود. دستیابی به تمامیت: که شامل وحدت یافتگی تضادهای هشیار و ناهشیار است. میسر نمی‏شود مگر با دسترس قرار گرفتن آنچه سرکوب شده است و در نتیجه رسیدن به "خود". این تکلیف ویژه برای نیمه دوم زندگی و برای روان درمانی است؛ و هم چنین یک جستجوی مذهبی است، و از آنجا که خود یک کهن الگوی مذهبی است پس با نمادهای مذهبی بازنمایی می‏شود.

    پرستش خداوند رهایی آدمی‏از کمبود و نقصان است، نمونه‏ای از این دگرگونی در آیینهای مذهبی بدوی پیدا شده است. نمادهای متعالی، کوشش آدمی‏را برای رسیدن به هدف تحقق "خود" نشان می‏دهد. شمار زیادی از نمادها اشاره به کهن الگوها دارند مثل پرنده(تعالی)، مار(شفابخشی)، قربانی حیوان(سرکوبی ماهیت حیوانی)، قربانی انسانی و تولد دوباره و نیز طلوع خورشید که رشد یافتن توسط معوق کردن بخشی از ماهیت قبلی است. واتس و ویلیامز[30] (1988) عنوان نمودند که جستجو برای خداشناسی شبیه تلاش برای یافتن خود حقیقی و آنگاه حیات بخشیدن به آن است. تفرد، نوعی درمان و نیز یک فرآیند مذهبی است. آیا تمامی‏اینها حقیقت دارد؟ ما تاکنون موفق نشده‏ایم به کنه آن پی ببریم، هیچ پژوهش مرتبطی نیز در این مورد صورت نگرفته است. اندیشه‏های مذهبی دیگر وی شامل: عرفان یا دانش باطنی[31] است. عرفان مجموعه‏ای از باورها است که دنیا را به صورت میدان کشمکش بین خیر و شر می‏داند. در نظر یونگ این مسئله بیانگر تعارضات درونی در شخصیت است یعنی نمونه‏ای از تناقضها و تضادها است. رستگاری می‏تواند با دانشی باطنی[32] که قادر به آشتی دو طرف درگیر است میسر گردد. کیمیاگری مربوط به تلاشهایی است که جهت تبدیل فلزهای ارزش به طلا انجام می‏شدند و یونگ آن را نمادی برای تبدیل شخصیت و رسیدن به انسجام و یکپارچگی می‏دانست. یونگ داستان کتاب مقدس از ایوب را بیانگر این می‏دانست که خود خداوند هو دارای نیمه‏ای تاریک[33] است، یعنی خداوند دارای سایه‏ای[34] است که خشن، جبار، و غیر منصف[35] است. ایوب به‏این مهم پی برد و خدا او را به وسیله تجسد[36] کیفر داد. این بخش از آثار یونگ مورد پسند الهیون نیست.

     

    سخنهای روانشناختی یونگ[37]

     

    یونگ به خاطر کشف یا ابداع درون گرایی- برون گرایی مشهور است. هر چند بعدها آیزنگ این مفهوم را از آثار یونگ برداشت و در حال حاضر این ابعاد به طور معمول با پرسشنامه روانشناختی آیزنگ سنجیده می‏شود(1976). با این حال، تقریبا هیچ رابطه‏ای بین این ابعاد و مذهب وجود ندارد.

    ابعاد دیگر شخصیت که یونگ مطرح کرد، تفکر د برابر احساس[38] و شهود در برابر حس[39] هستند که در سنخ نمای میرزوبریگس[40](MBTI ) لحاظ شده اند (میرزومک کالی[41]، 1985). این آزمون در پژوهش فراگیر شخصیت کاربردی ندارد. سنخ نمای مایرزو بریگز در تورهای تعطیلات آخر هفته، در کناره گیران از مذهب و برای نصیحت مردم در جهت به کار بستن آن در حیات روحانیشان به طور گسترده‏ای اجرا شده است. برای مثال، شخصیتهای شهودی ممکن است پس از اجرای سنخ نمای میرزوبریگس (MBTI) این توصیه را دریافت کنند که سپاسگزاری، توبه، اطمینان و محبت را در دعاهایشان وارد نمایند (برایانت[42]، 1983).

    کاستاومک کری[43] (1989) معتقدند که شهودی بودن چیزی مثل باز بودن نسبت به تجربه‏هاست، و "احساس" بیشتر چیزی شبیه موافقت و سازگاری است، که هردو از پنج عامل[44]هستند.پژوهشها نشان داده اند که شهودی بودن و احساسی بودن با تجارب مذهبی مرتبط است و احتمالا یونگ در تعیین جنبه‏هایی از شخصیت که برای مذهبی بودن اهمیت دارند موفق تر عمل کرده است با این حال، هیچ رابطه‏ای بین ابعاد ذکر شده و نظریه کهن الگوها وجود ندارد.

     ارزشیابی دیدگاههای مذهبی یونگ[45]

     

    1-  ادعای اصلی روانشناسی یونگ  این است که کهن الگوها بطور کلی در تمام فرهنگها و دوره‏های تاریخی وجود دارند. موضوع هایی از این دست نه تنها در اسطوره‏ها و مذاهب و فرهنگهای بسیار قدیم پیدا می‏شود، در خوابدیده‏های بیمارانی که درباره آنها اطلاعی ندارند هم آشکار می‏گردد. ولی تاکنون هیچ کس قادر به طراحی روش‏های پژوهشی که بتواند این اندیشه‏های را مانند نظریه‏های فروید آزمون کند نبوده است.

    2-  کهن الگوها از راه تفسیر خوابدیده‏ها، هنر، اسطوره و نیز مفاهیم مذهبی مسیحیت مثل عشاء ربانی، تثلیث و طی طریق (سلوک) روحانی پدیدار می‏شوند.

    3-  سنخهای روانشناختی[46] یونگ بیشتر در هدایت معنوی مورد استفاده قرار می‏گیرند تا کار روانشناختی، و بطور اساسی ارتباطی با نظریه کهن الگوها ندارند.

    4-  از نظر روانشناسان اجتماعی، یونگ دیدگاهی بسیار دورتر از آنچه افراد در تجاربه هایشان کسب می‏کنند ارائه داده است، مثلا هیچ رابطه‏ای بین خدا و تصاویر صرفا نمادین خدا وجود ندارد.

    کار یونگ بخشی از روانشناسی علمی‏نیست. با این وجود، این نظریه تا حدودی به وسیله پژوهش در زمینه مذهب بصورت تطبیقی[47] توسط الیاد[48] و همکارانش حمایت شده است. در کتاب بزرگ الیاد با نام دایره المعارف مذهب(1987)، که او آن را ویرایش و در قسمتهایی نیز نگارش کرده است، بسیاری از موضوع های مذهبی پیگردی شده اند این پیگردی و رهگیری نه تنها مفاهیم عهد جدید بلکه موضوع های مربوط به عهد قدیم را نیز در بر می‏گیرد و همچنین به بررسی کیش‏های مهجور نیز پرداخته است. الیاد مانند یونگ، تعیین نکرده که‏ایا این مفاهیم نشان دهنده یک حقیقت متعالی ورای پدیده‏ها هستند یا از چیز دیگری نشأت گرفته اند. او هیچ گونه تبیین انسانی از موضوعات مذهبی متداول ارایه نکرده است.

    یونگ تمایل زیادی داشت تا موضوع های مذهبی را سروسامانی ببخشد و در این راه تلاش کرد و پیوسته خودش را به عنوان یک موافق و هوادار مذهب معرفی کرد. چراکه او بر این باور بود که مذهب برای بهداشت روانی خوب است و مردم نیازمند معنایی برای زندگی خود و مجموعه‏ای از اهداف متعالی هستند. آنها نیاز به یکپارچه کردن شخصیت دارند، راهی که به "خود" منتهی می‏شود و اینکار یک تکلیف مذهبی[49] است. او در کتاب خود تحت عنوان "انسان مدرن در جستجوی روح[50]" (1933) "جوهره‏ای را برای یافتن معنایی مذهبی در زندگی" معرفی کرد و برای این گفته مشهور است.

    در 1938 او معتقد بود که نمادهای مذهبی اش هیچ گونه وجود متعالی[51] ندارند: "این اشتباه تأسف بار است که کسی فکر کند مشاهده های من گواهی برای وجود خداست. آنها تنها وجود یک کهن الگو از پروردگار را اثبات می‏کنند که در ذهن من بدین معناست که ما قادریم از نظر روانشناختی درباره خدا اظهار نظر کنیم ... تا این زمان تجربه آن به میزان زیادی دارای کیفیتی ملکوتی بوده، و بالاترین حدی است که در میان تجارب مذهبی رتبه بندی شده است" (1938، ص: 73).

    مع الوصف در 1959، 21 سال بعد، در یک مصاحبه تلویزیونی در BBC با جان فریمن[52] در مجموعه رو در رو[53]، هنگامیکه از او پرسیده شد آیا به خدا معتقدید؟ یونگ گفت: "پاسخ به‏این سوال مشکل است، من می‏دانم، من نیازی به باور ندارم، من می‏دانم". در جایی دیگر او گفته که"تجربه مذهبی مطلق است و غیرقابل بحث" (1938). خدا برای او به صورت یک واقعیت روانی وجود داشت، و او فکر می‏کرد که‏این تمام آن چیزی است که قادریم بدانیم.

    نمادهای یونگ به کجا رهسپارند؟ آنها با نمادهای فروید که اشاره‏ای به تجارب فردی دارند متفاوت هستند(مثلا از والدین)، آنها اشاره‏ای به جنبه‏های زیر بنایی جهان گستر زندگی آدمی‏دارند. کهن الگوها شبیه غرایز بوده و نتیجه تکامل آدمی‏هستند. آنها درکی از معنای مذهبی را با خود به همراه دارند، حسی مقدس که در تمام مذاهب جهان پیدا می‏شود و حسی حقیقی هستند تا اینجا یونگ بر این باور نیست که کهن الگوها وجودی ماورای زندگی آدمی‏دارند. بلکه از نظر او جهان متعالی تنها می‏تواند در نمادهای آشناتر درک شود و احتمال دارد که برای رسیدن به‏این منظور مهمترین نمادها انتخاب شوند که ممکن است هم به ماوراء الطبیعه و هم واقعیت‏های تجربی اشاره داشته باشند.

     

     

     

    References:

     

    1- Bryant, C.(1983). Jung and the Christian way. London: Darton, long man & todd.

     

    2- Eliade, M.(ed), (1987). The Encyclopedia of Religion(16 Vols). New york: Macmillan.

     

    3- Eysenck, H.J.(1976). The Measurement of Personality. Lancaster: MTP Press.

     

    4- Jung, C.G.(1968). Man and his Symbols. London: Aldus Books.

     

    5- Jung, C.G.(1918). Studies in      Word Association London: Heinemann.

     

    6- Jung, C.G.(1954). Transformation Symbolism in the Mass. In The Collected Works of C.G. Jung, Vol.11(pp.201-96). The Bollingen Foundation.

     

    7- Jung, C.G.(1938). Psychology and Religion. New Haven Conn.: Yale University Press.

     

    8- Jung, C.G.(1933). Modern Man Search of a Soul. London: Routledge & Kegan Paul.

     

    9- Krik, C.G.(1970). Myth: its Meaning and Functions in Ancient and other Cultures Cambridge: Cambridge University Press.

     

    10- McCrae, R.R. and Costa, P.T.(1989). Reinterpreting the Myers Briggs Type Indicator from the Perspective of the five factor madel of personality. Journal of Personality, 57,17- 40.

     

    11- Myers, D.G. and Mc Caulley, M.H.(1985). Manual: A Guide to the Development and use of the Myers- Briggs Type Indicator. Palo Alto, Calif: Consulting Psychologists Press.

     

    12- Palmer, M(1997). Freud and Jung on Religion. London: Routledge.

     

    13- Watts, F. and Williams. M.(1988). The Psychology of Religious Knowing Cambridge University Press.


     


    [1] - Jung and religious symbolism- Source: Argyle, Michael. (2002). Psychology and religion.

    London: Routledge: p:104-110.

    این مقاله به مناسبت یکصدوچهاردهمین گردهمایی ماهانه دفتر مطالعات اسلامی در بهداشت روان در آذر ماه 1382 در انستیتو روانپزشکی تهران همراه با سخنرانی مترجم ارائه شده است.

    *  با تشکر از خانم صبا خدایاری فرد به خاطر ویرایش متن.

    نقد و نظر » بهار و تابستان 1384 - شماره 37 و 38 » نويسنده: مایکل آرگایل - مترجم: محمد پور، احمد رضا
    [2] - libido

    [3] - dreams

    [4] -numinous moments

    [5] - devotional practice

    [6] - Kirk

    [7] - new growth

    [8] - primordial

    [9] - magical

    [10] - The Archetypes

    [11] - sphere of religion

    [12] - Night journey

    [13] - underworld of dead

    [14] - wise old man

    [15] - Self- Realization

    [16] - self

    [17] - Represent

    [18] - holy grail

    [19] - persona

    [20] - Jung and some Christian beliefs

    [21] - The trinity

    [22]- Saten

    [23] - feminine

    [24] - The eucharist

    [25] - ego

    6- correspond

    [27] - dogmes

    [28] - spiritual journey

    [29] - individuation

    [30] - watts & Williams

    [31] - gnosticism

    [32] - mystical

    [33] - dark side

    [34] - shadow

    [35] - unjust

    [36] - incarnation

    [37] - jung's psychological types

    [38] - Thinking vs. feeling

    [39] - Intuiting vs. Sensing

    [40] - Myers Briggs Type Indicator

    [41] _ Mccaulley

    [42] - Brayant

    [43] - Mc Crae، Costa

    [44] - big five

    [45] - evaluation of jung's views on religion

    [46] - psychological types

    [47] - Comparative

    [48] - Eliade

    [49] - religious task

    [50] - Modern man in search of a soul

    [51] - transcendental existence

    [52] - John freeman

    [53] - face to face

     

    مطالب مرتبط:
    نویسنده: admin   -   تاریخ ارسال: 4 آذر 1388   -   بازدید ها: 2 827   -   نظرات (3)
    6/09/1388 - 10:57
    نظر: شباهنگ


    گروه کاربری: عضو سايت
    تعداد مطالب: 0
    تعداد نظرات: 2
    سلام سایت جالبیه توی نت نمونشو ندیدم موفق باشید
      |     |     |  
    8/09/1388 - 15:26
    نظر: admin


    گروه کاربری: ويرايشگر مطالب
    تعداد مطالب: 86
    تعداد نظرات: 16
    شباهنگ,
    از لطف شما متشکریم امیدواریم با همکاری کاربران عزیز سایت پر بار تری داشته باشیم
      |     |     |  
    3/10/1388 - 15:12
    نظر: golpesar


    گروه کاربری: عضو سايت
    تعداد مطالب: 0
    تعداد نظرات: 2
    این خوبه من ازش خوشم اومد یه جاهاییشم نفهمیدم بهتر نیست اول یونگ و معرفی می کردید بعد به این چیزا می رسیدید. من نفهمیدم کهن الگو یعنی چی؟crying
      |     |     |  
    پیام سیستم
    برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
    All Right Reserved By Psiran.com © 2010
    Powered By Datalife Engine
    Main Page   .   Register   .   Rules   .   Sitemap   .   RSS   .   Contact us