///// سخن روز   /////////////////////////////////



///// منوی اصلی   //////////////////////////////

کاربر گرامی، ضمن خوش آمد گویی به شما از طرف گروه پی اس ایران؛ برای استفاده از امکانات سایت لازم است عضو آن شوید. لطفا پیش از عضویت، قوانین سایت را به دقت مطالعه فرمایید.

◊ صفحه اصلی ◊ قوانین سایت ◊ عضویت در سایت ◊ تماس با ما ◊ نقشه سایت ◊ RSS v2.0


///// پنل کاربری   ////////////////////////////////



بازیابی رمز عبور ... ؟
ثبت نام در سایت ... ؟


///// آخرین مطالب   /////////////////////////////



    ///// برترین مطالب   /////////////////////////////



    ///// نظر سنجی   ///////////////////////////////



    ///// سایت های مفید   /////////////////////////

    گروه پی اس ایران از تبادل لینک با سایت های مرتبط استقبال می کند.

    » انجمن جهانی روانکاوی
    » ملانی کلاین تراست
    » جامعه بالینت
    » لکان دات کام
    » سایت نیلسون روانشناسی دین
    » انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
    » انجمن روانشناسی ایران
    » انجمن روانکاوی بریتانیا
    » فدراسیون جهانی آموزش روانکاوی
    » فدراسیون جهانی رواندرمانی
    » فدراسیون اروپایی رواندرمانی تحلیلی
    » بالبی سنتر
    انجمن بریتانیایی رواندرمانی و مشاوره
    » زیر شاخه های انجمن روانشناسی امریکا
    » گروه امریکایی انجمن رواندرمانی
    » جامعه رواندرمانگران تاویستوک
    » انجمن رواندرمانی امریکا
    » جامعه پژوهش در رواندرمانی
    » روانشناسی وجودی
    » انجمن انسانگرایی امریکا
    » انجمن انسانگرایی بریتانیا
    » انستیتو ویکتور فرانکل
    » کن ویلبر
    » سایت نیلسن روانشناسی دین
    » سایت آلبرت الیس
    » کاریزما مشاور
    » انجمن فارسی سره


    ///// بایگانی مطالب   ///////////////////////////

    • 80
    ویلهلم رایش

    wihelm riech
    ویلهلم رایش
    Wilhelm Reich

     (نظریه صرفه جویی جنسی)

     

    زندگینامه

     رایش در 22 مارس 1897 در دوبرزینیکا-گالیسی آلمان متولد شد. خانواده رایش یهودی تبار بودند ولی عقاید مذهبی یهود هیچ تاثیری در تربیت او نداشت. در کودکی اسب سواری و تیر اندازی را یاد گرفت، در سال 1911 هنگامی که او فقط 14 سال داشت مادرش خود کشی کرد گویا به این علت رایش مراتب رابطه ی مادر و لـله اش را به پدرش گفته بود. پدر رایش سه سال بعد به بیماری سل مبتلا شده و در گذشت. در سال 1946 رایش به ارتش اطریش پیوست و به درجه افسری نایل آمد.

     بعد از پایان جنگ رایش به وین برگشت و به پزشکی روی آورد، از همان موقع تصمیم گرفت که در رشته روان درمانی تحصیل کند و تخصص بگیرد. رایش هنوز دانشجوی سال اول رشته روان درمانی بود که به عضویت انجمن روانکاوی وین درآمد. وی از سال 1924 تا 1930 رئیس سمینار درمان روانکاوی بود که مدت ها مسائل عینی و درمانی را مورد بحث قرار داده بود، و سه مقاله ای که درباره شیوه کار نوشته بود در خواندنی های روانکاوی به ویراستاری روبرت فلیس چاپ و منتشر شد.

     در 1927 رایش در خواست تحلیل خود توسط فروید را مطرح می کند که فروید رد می کند. اولین ترجمه «عمل اورگاسم» از طرف انتشارات روانکاوی چاپ می شود و رایش چند ماهی در آسایشگاههای سوئیس بستری می شود.

      در سال 1928 رایش به حزب کمونیست اطریش می پیوندد و با همکاری چهار روانکاو دیگر و سه تن متخص مامائی «انجمن سوسالیستی مطالعات جنسی» را تاسیس می کند.

    در سال 1929 رایش به روسیه می رود و کتاب «ماتریالیسم دیالکتیک و روانکاوی» او در مسکو به چاپ می رسد. در 1930 رایش به برلین نقل مکان کرده و «انجمن آلمانی سیاست جنسی کارگری» را تاسیس می کند که لغو قوانین مربوط به سقط جنین و همجنس بازی و همچنین نشر اطلاعات مربوط به کنترل موالید و تنظیم خانواده از جمله اهداف آن بوده است. در سال 1931 رایش «روانشناسی توده فاشیسم» را در دانمارک به چاپ می رساند و از حزب کمونیست آلمان اخراج می شود. در سال 1934 وی از انجمن بین المللی روانکاوی نیز اخراج می شود.

       در 1950رایش معتقد شده بود که می توان انرژی حیات را به صورت حباب هایی به نام «بیون» به دست آورد و در انبارهایی به نام جعبه های «اورگون» ذخیره نمود و افراد بیمار را درون این جعبه ها قرار داد و معالجه کرد.

      در سال 1954 «اداره غذا و دارو» ی آمریکا با حکم دادگاه ضمن ممنوع کردن فروش این جعبه ها، رایش را به دو سال زندان محکوم کرد و نوعی پارانویا نیز در وی تشخیص داده شد و به لویسبورگ تنها ندامتگاهی که با روانکاوی به مداوای بیماران می پردازد منتقل شد و در آنجا از نظر قانون سالم و مسئول شناخته شد و در سال 1957 در نتیجه حمله قلبی در گذشت.

     

    نظریه صرفه جویی جنسی

    تئوری صرفه جویی جنسی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

    • 1- سلامت روانی مربوط است به قدرت جنسی، یعنی به استعداد ایثار و تسلیم در اوج لذت جنسی در حین عمل جنسی که ریشه ی آن در استعداد غیر نوروتیک عشق ورزیدن است.
    • 2- بیماری روانی نتیجه نوعی اختلال در استعداد طبیعی عشق ورزیدن است، در حالت ناتوانی جنسی که اکثر مردم از آن رنج می برند، انرژی بیولوژیک سرکوب شده و به این ترتیب منشاء هر نوع رفتار ناهنجار می گردد.
    • 3- اختلالات روانی نتیجه اختلالات جنسی است که از ساختار جامعه ی ما ناشی می شود، این اختلال در طول هزاران سال رفتاری را که به منظور تسلیم در برابر شرایط موجود صورت می گرفت با تحمل فشارهایی که به زندگی تحمیل می شوند، تسهیل کرده و ضمن اینکه اعتماد به نفس افراد را از آنان سلب می کند «لنگرگاه روانی» نوعی جامعه ی مکانیزه و استبدادی را نیز ایجاد می کند.
    • 4- انرژی حیاتی، در شرایط عادی ضمن اینکه جنبه های وسواسی وظیفه و اخلاق را بر طرف می کند از نوعی نظم طبیعی و عادی نیز برخوردار است.
    • 5- رفتار ضد اجتماعی ناشی از کشش های غریزی ثانوی است که تحت تاثیر فشار جنسیت طبیعی به وجود می آید.
    • 6- اگر کسی در محیطی بزرگ شده باشد که مسائل جنسی را نفی و انکار می کند با نوعی «لذت-اضطراب» دست به گریبان خواهد شد که از لحاظ فیزیولوژیکی به صورت تشنج های عضلانی مزمن بروز می کند.
    • 7- ساختار منشی انسان امروزی که نوعی تمدن پدرسالاری و استبدادی 4-6 هزارساله را یدک می کشد به صورت نوعی حصار در برابر طبیعت، ضعف جنسی، عصیان، ناتوانی و تسلیم در برابر رفتار بیمارگونه ضد طبیعت تلقی می شود.
    • 8- از آن تاریخ به بعد وظیفه جای لذت طبیعی کار و فعالیت را گرفته و اشغال کردهاست.
    • 9- نقطه شروع تربیت منش به صورت استبدادی، عشق والدین نبوده، بلکه خانواده استبدادی بوده که وظیفه آن نفی جنسیت کودکان و بزرگسالان می باشد.
    • 10- به دلیل شکافی که در ساختار منش انسان امروزی به وجود آمده، هر کسی طبیعت و فرهنگ، غریزه و اخلاق، جنسیت و ارضای تمایلات جنسی خود را غیر ارادی تلقی می کند. تا وقتی انسان امکان ارضای نیازهای بیولوژیک انجام عمل جنسی طبیعی(همراه با اوج لذت جنسی) را فراهم نکند مدت مدیدی رویایی و خیالاتی باقی خواهد ماند.

     

     

    پیشنهادات رایش در مسائل جنسی

    به عقیده رایش چون «اپیدمی مرگ و میر نوروزها در طول مدت سه مرحله اصلی زندگی» یعنی کودکی، نوجوانی و بزرگسالی شدت می یابد می توانیم این طبقه بندی را به منظور بررسی راه حل های مختلف آن قبول کنیم.

    • 1- کودکی، به عقیده رایش در این مرحله از رشد، دوعامل بزرگ علت نوروز می باشد، یکی آموزش به موقع و در عین حال دقیق طهارت، و دیگری ممنوعیت استمناء.
    • 2- نوجوانی، مرحله نوجوانی همان مرحله ورود به دوره بلوغ جنسی است و مهار فعالیت جنسی به نوعی وقفه ی جنسی منجر می شود که هدف آن هم تحریک انواع رفتارهای نوروتیک کودکانه است. وی موافق نوعی آزادی ارضای جنسی کامل برای بزرگسالانی بود که به 15 سالگی رسیده بودند. به عقیده وی ممنوعینت ها و فشارهای جنسی که بر افراد بالغ تحمیل می شود بدون شک نوعی حالت محرومیت و محدودیت اسف انگیزی در این مرحله از زندگی ایجاد می کند.
    • 3- بزرگسالی، به نظر رایش مؤثرترین عامل تشکیل نوروز در فرد بالغ و بزرگسال همان ازدواج اجباری، یعنی ازدواج سنتی یا تک همسری است. رایش معتقد است که این نوع رابطه انسانی در هیچ موردی دلیل و نشانه نیاز طبیعی تداوم و استمرار روابط انسانی نیست. حتی نشانه تظاهر میل نشاط و رضایت و خشنودی دو جانبه ای نیز محسوب نمی شود که ممکن است والدین شاهد آن باشند. برعکس نوعی از رابطه است که جریانات اجتماعی نیازهای جنسی را تحت فشار قرار می دهد. وی در نظریات خود فرضیه ای را مطرح می کند که عملاً ثابت نشده است، «مردان و زنان به طور طبیعی طرفدار «چند همسری» هستند» امکان ارضای کامل نیاز جنسی ممکن است به ازدواج موفق و سعادتمند منتهی شود، ولی همین امکان یا هر جنبه انتظار و توقع اخلاقی «تک همسری» که در تمام عمر دامنگیر انسان است مخالف آن می باشد، این اصل قضیه است.

     

    اورگونومی و خدا شناسی از دیدگاه رایش

    به عقیده رایش تمدن ها دو نوع انسان به وجود می آورد، یکی مکانیست و دیگری عارف. مکانیست ها اهمیت زیادی برای اشیاء مادی و علوم طبیعی قائلند، ولی احساس آنها از زندگی جنبه ی طبیعی و اختیاری ندارد. برعکس عرفا احساس مستقیم و بی واسطه ای از زندگی دارند ولی آن را در ارتباط با نوعی «روح» که جز یک رابطه ی تصادفی و اتفاقی با جسم ندارد، توجیه می کند. این نوع تقسیم بندی انسان، نتیجه ی نوی «گناه اصلی» تبیین نشده ای است که انسان را به محاط شدن در حصار دفاعی در برابر نیروهای حیاتی مخصوص خود سوق داده است.

    مکانیست ها کسانی هستند که کاملاً علیه خود قیام کرده و نیروهای حیاتی خود را در درون نوعی حصارمنشی محکم و غیر قابل نفوذی زندانی کرده اند، در نتیجه هیچ معنا و مفهومی از طبیعت واقعی ندارند. عرفا برعکس کسانی هستند که مختصات نیروهای مخصوص حیاتی برای آنها قابل درک است، ولی اساس این نیرو را نه در جسم خود بلکه در یک «روح» کاملاً فرضی تصور می کنند.

     

     

     

    نتیجه:

       از آنجا که رایش در بعضی مواقع به اصطلاح به عنوان پیغمبر و یکی از بزرگترین ناجیان نوع بشر در نظر گرفته می شود، لازم است ذکر شود که زندگی رایش سرشار از شکنجه و عذاب و ناراحتی بیهوده بود. وی شخصیتی داشت نا متعادل و فاقد ثبات عاطفی، وقتی رایش چهارده ساله بود، مادرش خودکشی کرد و چندی بعد پدرش از دنیا رفت. وی فردی بود هیجانی، خیلی فعال، پرجنب و جوش، بدگمان، حسود و وابسته. در استعمال دخانیات و صرف مشروبات الکی افراط می کرد. وی در تمام عمرش به منظور نجات از حصار مخصوص دفاعی اش جنگید و این جنگ و گریز هم بیهوده و بی نتیجه بود و به 4 دلیل زندگی رایش باید سراسر شکست تلقی شود.

     

    انتقادات:

    اولاً: افکار و عقاید خود رایش است که به عنوان بزرگترین موارد شکست درآمده و باید عجیب ترین و پوچ ترین عقاید مردود بلقی شود. تئوری های روانی و روانشناختی رایش درباره ی مکانیسم های دفاعی و حصارمنش بد یا خوب به نظریات روانکاوی شبیه شده و اکنون جزئی از توشه فکری روانکاوان را تشکیل می دهد که هنوز هم به پایه و اساس  این انتقال فکری پی نبرده اند.

    ثانیاً: اگر هستند کسانی که آثار رایش را نه به صورت حرفه علمی بلکه به صورت کنکاش روی یا نوع خاص تحقیق و مطالعه در خداشناسی در نظر می گیرند، بنظر ما نتایجی که بدست آورده به منظور تائید مجموعه شکنجه ها، ناراحتی ها و عذاب هایی است که قبل از نیل به هدف تحمل کرد و اصلاً ابتکاری نیست.

    ثالیاً: لحن حاکی از الهام رهبانیت و اغلب ناخوشایند و زننده نوشته ها و آثار رایش به صورتی جلوه گر شده که از او به عنوان یک فرد افراطی و انقلابی نام برده شود که شاید هیچ وقت چنین نبوده است.

    رابعاً:رایش با تصمیم بر اینکه اورگاسم را به عنوان سنگ بنای سیستم خود در نظر بگیر راه را برای تصمیم و ترویج و تغییر فکر خود باز کرد. به نظر می رسد که در تمام عمرش معتقد بوده است که آزادی انسان به رفتار جامعه نسبت به کودکان و نوجوانان بستگی دارد. و در اواخر عمرش نظریات وی متوجه خطری شد که افکار و عقاید اورا تهدید می کرد. یعنی از اینکه او را به عنوان طراح «امکان اشاعه» نوعی اپیدمی روابط بدون احساس عشق و همخوابگی بدون عشق، برای همه تلقی کنند بیمناک شد. وی حتی به جای اصطلاح هم آغوشی جنسی اصطلاح اورگاسم را بکار برد.

     

    مطالب مرتبط:
    نویسنده: admin   -   تاریخ ارسال: 11 مهر 1388   -   بازدید ها: 3 259   -   نظرات (3)
    11/07/1388 - 15:43
    نظر: sina


    گروه کاربری: عضو سايت
    تعداد مطالب: 0
    تعداد نظرات: 13
    besyar jaleb boood mamnoon lotfan az freud ham benvisid
      |     |     |  
    12/07/1388 - 16:16
    نظر: admin


    گروه کاربری: ويرايشگر مطالب
    تعداد مطالب: 84
    تعداد نظرات: 16
    sina,
    سینای عزیز ممنون از نظرتان به طور حتم به فروید هم می رسیم خوشحال می شویم به عنوان همکارمان شما هم در این مورد دست به کار شوید.
      |     |     |  
    8/12/1388 - 10:01
    نظر: saleh


    گروه کاربری: عضو سايت
    تعداد مطالب: 1
    تعداد نظرات: 4

    m30 khob bod bozorgan ravanshena30 farataraz inha hastand ta betavan anhara shenakht in mataleb ke moaarefi anan ast be shenakht bishtar komak mikonad. besyar khoob bodlol

      |     |     |  
    پیام سیستم
    برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
    All Right Reserved By Psiran.com © 2010
    Powered By Datalife Engine
    Main Page   .   Register   .   Rules   .   Sitemap   .   RSS   .   Contact us